puns

[ایالات متحده]/pʌnz/
[بریتانیا]/pʌnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بازی کلمات که از معانی متعدد یک اصطلاح بهره می‌برد
v. شوخی کردن یا بازی کردن با کلمات

عبارات و ترکیب‌ها

bad puns

طنزهای بد

word puns

طنزهای کلمه

funny puns

طنزهای خنده‌دار

clever puns

طنزهای باهوش

punny jokes

طنزهای بامزه

corny puns

طنزهای دمده

daily puns

طنزهای روزانه

quick puns

طنزهای سریع

silly puns

طنزهای احمقانه

classic puns

طنزهای کلاسیک

جملات نمونه

she loves making puns about food.

او عاشق ساختن بازی‌های کلامی درباره غذا است.

puns can lighten the mood during a presentation.

بازی‌های کلامی می‌توانند حال و هوای یک ارائه را بهتر کنند.

his jokes are mostly puns that make people laugh.

بیشتر شوخی‌های او بازی‌های کلامی هستند که مردم را به خنده می‌اندازند.

using puns in conversation can be quite clever.

استفاده از بازی‌های کلامی در مکالمه می‌تواند بسیار باهوشانه باشد.

puns are often used in advertising to attract attention.

بازی‌های کلامی اغلب در تبلیغات برای جلب توجه استفاده می‌شوند.

she has a talent for creating puns on the spot.

او استعداد ساختن بازی‌های کلامی در لحظه دارد.

puns can be a great way to break the ice.

بازی‌های کلامی می‌توانند راهی عالی برای شکستن یخ باشند.

he enjoys writing puns for his social media posts.

او از نوشتن بازی‌های کلامی برای پست‌های رسانه‌های اجتماعی خود لذت می‌برد.

puns often require a good understanding of language.

بازی‌های کلامی اغلب به درک خوبی از زبان نیاز دارند.

some people find puns to be cheesy, while others love them.

برخی افراد بازی‌های کلامی را نه چندان جالب می‌دانند، در حالی که برخی دیگر آن‌ها را دوست دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید