favorite pastimes
سرگرمیهای مورد علاقه
leisure pastimes
سرگرمیهای اوقات فراغت
common pastimes
سرگرمیهای رایج
outdoor pastimes
سرگرمیهای فضای باز
popular pastimes
سرگرمیهای محبوب
social pastimes
سرگرمیهای اجتماعی
hobby pastimes
سرگرمیهای سرگرمی
creative pastimes
سرگرمیهای خلاقانه
family pastimes
سرگرمیهای خانوادگی
indoor pastimes
سرگرمیهای داخل خانه
reading is one of my favorite pastimes.
خواندن یکی از سرگرمیهای مورد علاقه من است.
many people enjoy outdoor pastimes like hiking and biking.
بسیاری از مردم از سرگرمیهای فضای باز مانند پیادهروی و دوچرخهسواری لذت میبرند.
gardening has become a popular pastime during the pandemic.
باغبانی در طول همهگیری به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.
board games are great pastimes for family gatherings.
بازیهای تختهای سرگرمیهای خوبی برای دورهمیهای خانوادگی هستند.
she has a variety of pastimes, including painting and knitting.
او سرگرمیهای متنوعی دارد، از جمله نقاشی و بافتنی.
traveling is a cherished pastime for many people.
سفر برای بسیاری از مردم یک سرگرمی ارزشمند است.
playing musical instruments can be a rewarding pastime.
نواختن سازهای موسیقی میتواند یک سرگرمی پاداشدهنده باشد.
collecting stamps is a nostalgic pastime for some.
جمعآوری تمبر برای برخی یک سرگرمی نوستالژیک است.
cooking new recipes has become a fun pastime for her.
پختن دستورالعملهای جدید برای او به یک سرگرمی سرگرمکننده تبدیل شده است.
sports are popular pastimes that bring people together.
ورزشها سرگرمیهای محبوبی هستند که مردم را گرد هم میآورند.
favorite pastimes
سرگرمیهای مورد علاقه
leisure pastimes
سرگرمیهای اوقات فراغت
common pastimes
سرگرمیهای رایج
outdoor pastimes
سرگرمیهای فضای باز
popular pastimes
سرگرمیهای محبوب
social pastimes
سرگرمیهای اجتماعی
hobby pastimes
سرگرمیهای سرگرمی
creative pastimes
سرگرمیهای خلاقانه
family pastimes
سرگرمیهای خانوادگی
indoor pastimes
سرگرمیهای داخل خانه
reading is one of my favorite pastimes.
خواندن یکی از سرگرمیهای مورد علاقه من است.
many people enjoy outdoor pastimes like hiking and biking.
بسیاری از مردم از سرگرمیهای فضای باز مانند پیادهروی و دوچرخهسواری لذت میبرند.
gardening has become a popular pastime during the pandemic.
باغبانی در طول همهگیری به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.
board games are great pastimes for family gatherings.
بازیهای تختهای سرگرمیهای خوبی برای دورهمیهای خانوادگی هستند.
she has a variety of pastimes, including painting and knitting.
او سرگرمیهای متنوعی دارد، از جمله نقاشی و بافتنی.
traveling is a cherished pastime for many people.
سفر برای بسیاری از مردم یک سرگرمی ارزشمند است.
playing musical instruments can be a rewarding pastime.
نواختن سازهای موسیقی میتواند یک سرگرمی پاداشدهنده باشد.
collecting stamps is a nostalgic pastime for some.
جمعآوری تمبر برای برخی یک سرگرمی نوستالژیک است.
cooking new recipes has become a fun pastime for her.
پختن دستورالعملهای جدید برای او به یک سرگرمی سرگرمکننده تبدیل شده است.
sports are popular pastimes that bring people together.
ورزشها سرگرمیهای محبوبی هستند که مردم را گرد هم میآورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید