pastimes

[ایالات متحده]/ˈpɑːstaɪmz/
[بریتانیا]/ˈpæstaɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌هایی که برای لذت انجام می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

favorite pastimes

سرگرمی‌های مورد علاقه

leisure pastimes

سرگرمی‌های اوقات فراغت

common pastimes

سرگرمی‌های رایج

outdoor pastimes

سرگرمی‌های فضای باز

popular pastimes

سرگرمی‌های محبوب

social pastimes

سرگرمی‌های اجتماعی

hobby pastimes

سرگرمی‌های سرگرمی

creative pastimes

سرگرمی‌های خلاقانه

family pastimes

سرگرمی‌های خانوادگی

indoor pastimes

سرگرمی‌های داخل خانه

جملات نمونه

reading is one of my favorite pastimes.

خواندن یکی از سرگرمی‌های مورد علاقه من است.

many people enjoy outdoor pastimes like hiking and biking.

بسیاری از مردم از سرگرمی‌های فضای باز مانند پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری لذت می‌برند.

gardening has become a popular pastime during the pandemic.

باغبانی در طول همه‌گیری به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.

board games are great pastimes for family gatherings.

بازی‌های تخته‌ای سرگرمی‌های خوبی برای دورهمی‌های خانوادگی هستند.

she has a variety of pastimes, including painting and knitting.

او سرگرمی‌های متنوعی دارد، از جمله نقاشی و بافتنی.

traveling is a cherished pastime for many people.

سفر برای بسیاری از مردم یک سرگرمی ارزشمند است.

playing musical instruments can be a rewarding pastime.

نواختن سازهای موسیقی می‌تواند یک سرگرمی پاداش‌دهنده باشد.

collecting stamps is a nostalgic pastime for some.

جمع‌آوری تمبر برای برخی یک سرگرمی نوستالژیک است.

cooking new recipes has become a fun pastime for her.

پختن دستورالعمل‌های جدید برای او به یک سرگرمی سرگرم‌کننده تبدیل شده است.

sports are popular pastimes that bring people together.

ورزش‌ها سرگرمی‌های محبوبی هستند که مردم را گرد هم می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید