quaffing ale
نوشیدن آبجو
quaffing wine
نوشیدن شراب
quaffing beer
نوشیدن آب
quaffing spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
quaffing mead
نوشیدن عسل
quaffing cider
نوشیدن سایدِر
quaffing brew
نوشیدن آبجو
quaffing cocktails
نوشیدن کوکتل
quaffing punch
نوشیدن پانچ
quaffing lager
نوشیدن لاگر
after a long day, they enjoyed quaffing cold beers on the patio.
بعد از یک روز طولانی، آنها از نوشیدن آبجو سرد در پاسیو لذت بردند.
we spent the evening quaffing fine wines at the vineyard.
ما شام را به نوشیدن شرابهای خوب در تاکستان گذراندیم.
during the festival, locals were quaffing traditional drinks.
در طول جشنواره، مردم محلی نوشیدنیهای سنتی مینوشیدند.
he was quaffing his favorite cocktail at the bar.
او کوکتل مورد علاقه خود را در بار مینوشید.
they were quaffing hot chocolate by the fireplace.
آنها شکلات داغ را کنار شومینه مینوشیدند.
on weekends, she loves quaffing smoothies at the café.
در آخر هفتهها، او عاشق نوشیدن اسموتی در کافه است.
quaffing lemonade on a hot summer day is refreshing.
نوشیدن لیموناد در یک روز گرم تابستان، بسیار دلپذیر است.
they were quaffing whiskey during the celebration.
آنها ویسکی را در طول جشن مینوشیدند.
after the hike, everyone was quaffing water to rehydrate.
بعد از پیادهروی، همه برای جبران آب از دست رفته آب مینوشیدند.
at the picnic, we were quaffing homemade lemonade.
در پیکنیک، ما لیموناد خانگی مینوشیدیم.
quaffing ale
نوشیدن آبجو
quaffing wine
نوشیدن شراب
quaffing beer
نوشیدن آب
quaffing spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
quaffing mead
نوشیدن عسل
quaffing cider
نوشیدن سایدِر
quaffing brew
نوشیدن آبجو
quaffing cocktails
نوشیدن کوکتل
quaffing punch
نوشیدن پانچ
quaffing lager
نوشیدن لاگر
after a long day, they enjoyed quaffing cold beers on the patio.
بعد از یک روز طولانی، آنها از نوشیدن آبجو سرد در پاسیو لذت بردند.
we spent the evening quaffing fine wines at the vineyard.
ما شام را به نوشیدن شرابهای خوب در تاکستان گذراندیم.
during the festival, locals were quaffing traditional drinks.
در طول جشنواره، مردم محلی نوشیدنیهای سنتی مینوشیدند.
he was quaffing his favorite cocktail at the bar.
او کوکتل مورد علاقه خود را در بار مینوشید.
they were quaffing hot chocolate by the fireplace.
آنها شکلات داغ را کنار شومینه مینوشیدند.
on weekends, she loves quaffing smoothies at the café.
در آخر هفتهها، او عاشق نوشیدن اسموتی در کافه است.
quaffing lemonade on a hot summer day is refreshing.
نوشیدن لیموناد در یک روز گرم تابستان، بسیار دلپذیر است.
they were quaffing whiskey during the celebration.
آنها ویسکی را در طول جشن مینوشیدند.
after the hike, everyone was quaffing water to rehydrate.
بعد از پیادهروی، همه برای جبران آب از دست رفته آب مینوشیدند.
at the picnic, we were quaffing homemade lemonade.
در پیکنیک، ما لیموناد خانگی مینوشیدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید