quarantined

[ایالات متحده]/ˈkwɒrəntiːnd/
[بریتانیا]/ˈkwɔrəntiːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته از قرنطینه

عبارات و ترکیب‌ها

quarantined area

منطقه قرنطینه

quarantined individuals

افراد قرنطینه شده

quarantined facility

امکانات قرنطینه

quarantined zone

ناحیه قرنطینه

quarantined patients

بیماران قرنطینه شده

quarantined travelers

مسافران قرنطینه شده

quarantined shipment

ارسال قرنطینه شده

quarantined animals

حیوانات قرنطینه شده

quarantined region

منطقه قرنطینه

quarantined community

جامعه قرنطینه شده

جملات نمونه

the patient was quarantined for two weeks.

بیمار برای دو هفته در قرنطینه بود.

all travelers were quarantined upon arrival.

تمام مسافران پس از ورود در قرنطینه قرار گرفتند.

they quarantined the infected animals.

آنها حیوانات آلوده را در قرنطینه قرار دادند.

quarantined individuals must follow strict guidelines.

افراد در قرنطینه باید دستورالعمل‌های سختگیرانه را رعایت کنند.

the government decided to quarantine the area.

دولت تصمیم گرفت منطقه را قرنطینه کند.

she felt lonely while being quarantined at home.

او در حالی که در خانه قرنطینه بود احساس تنهایی می‌کرد.

quarantined patients received regular health check-ups.

بیماران در قرنطینه معاینات منظم بهداشتی دریافت می‌کردند.

he was quarantined after showing symptoms.

او پس از بروز علائم در قرنطینه قرار گرفت.

quarantined workers were paid during the lockdown.

کارگران در قرنطینه در طول قرنطینه حقوق دریافت می‌کردند.

the quarantine measures were enforced to prevent spread.

اقدامات قرنطینه برای جلوگیری از گسترش اجرا شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید