quilters

[ایالات متحده]/ˈkwɪltə/
[بریتانیا]/ˈkwɪltər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که لحاف می‌دوزد; لوازم جانبی دوخت لحاف

عبارات و ترکیب‌ها

quilter's guild

انجمن چرم‌دوزان

quilter's retreat

محل استراحت چرم‌دوزان

quilter's tools

ابزارهای چرم‌دوز

quilter's supplies

لوازم چرم‌دوزی

quilter's block

قطعه چرم‌دوزی

quilter's pattern

الگوی چرم‌دوزی

quilter's market

بازار چرم‌دوزان

quilter's fabric

پارچه چرم‌دوز

quilter's circle

گروه چرم‌دوزان

quilter's club

باشگاه چرم‌دوزان

جملات نمونه

the quilter carefully selected the fabrics for her new project.

خیاط ماهرانه پارچه ها را برای پروژه جدید خود انتخاب کرد.

as a quilter, she enjoys creating unique patterns.

به عنوان یک خیاط، او از ایجاد طرح های منحصر به فرد لذت می برد.

the quilter attended a workshop to improve her skills.

خیاط برای بهبود مهارت های خود در یک کارگاه شرکت کرد.

many quilters share their work on social media.

بسیاری از خیاط ها آثار خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارند.

the quilter used a sewing machine for faster stitching.

خیاط از یک دستگاه چرخ خیاطی برای دوخت سریعتر استفاده کرد.

her grandmother was a talented quilter who inspired her.

مادربزرگش یک خیاط با استعداد بود که الهام بخش او بود.

the quilter showcased her quilts at the local fair.

خیاط کویلت های خود را در نمایشگاه محلی به نمایش گذاشت.

every quilter has their own unique style and techniques.

هر خیاط سبک و تکنیک های منحصر به فرد خود را دارد.

the quilter spent hours hand-stitching the intricate details.

خیاط ساعت ها روی دوخت دستی جزئیات پیچیده وقت گذاشت.

she joined a quilting club to meet other quilters.

او برای ملاقات با خیاط های دیگر به یک باشگاه کویلت پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید