quiver of excitement
لرزش هیجان
quiver in anticipation
لرزش در انتظار
quiver of nervousness
لرزش عصبی
quiver with
لرزیدن با
He is quivering with anger.
او از خشم میلرزد.
Bertha's voice quivered with indignation.
صدای برتا با خشم میلرزید.
Meredith felt a quiver of fear.
مریداث یک لرزش ترس احساس کرد.
The butterfly quivers its wings.
پروانه بالهای خود را میلرزاند.
quivering dread was settling in her bosom.
ترس لرزان در دل او در حال ریشه دواندن بود.
The leaves quivered with the breeze.
برگها با نسیم میلرزیدند.
The bridge quivered as the truck crossed it.
پل هنگام عبور کامیون میلرزید.
The bird quivered its wings.
پرنده بالهای خود را به لرزه درآورد.
The blades of grass quivered in the wind.
ناجستهای چمن در باد میلرزیدند.
the bird runs along in a zigzag path, quivering its wings.
پرنده در یک مسیر مارپیچی میدود و بالهای خود را به لرزه در میآورد.
Can you feel a quiver of her hands?
آیا میتوانید یک لرزش در دستهای او احساس کنید؟
The chinless man obeyed.His large pouchy cheeks were quivering uncontrollably.
مرد بیچانه اطاعت کرد. گونههای بزرگ و کیسهای او به طور غیرقابل کنترلی میلرزید.
And this ten-thousandfold cosmos shivered &quivered &quaked,
و این جهان هستی ده هزار برابر لرزید، ویبره کرد و به لرزه افتاد.
A network of ripples quivered momentarily across the surface of the still pool.
شبکهای از موجها به طور لحظهای بر روی سطح آب ساکن لرزید.
The patient's heart continued to beat strongly. Topalpitate is to pulsate with excessive rapidity and often arrhythmically, as a malfunctioning heart might; the term may also denote a trembling, shaking, or quivering movement:
قلب بیمار به شدت به تپش خود ادامه داد. Topalpitate به معنای ضربان با سرعت بیش از حد و اغلب نامنظم است، همانطور که قلب معیوب ممکن است؛ این اصطلاح همچنین می تواند نشان دهنده لرزش، لرزش یا حرکت ارتعاشی باشد:
quiver of excitement
لرزش هیجان
quiver in anticipation
لرزش در انتظار
quiver of nervousness
لرزش عصبی
quiver with
لرزیدن با
He is quivering with anger.
او از خشم میلرزد.
Bertha's voice quivered with indignation.
صدای برتا با خشم میلرزید.
Meredith felt a quiver of fear.
مریداث یک لرزش ترس احساس کرد.
The butterfly quivers its wings.
پروانه بالهای خود را میلرزاند.
quivering dread was settling in her bosom.
ترس لرزان در دل او در حال ریشه دواندن بود.
The leaves quivered with the breeze.
برگها با نسیم میلرزیدند.
The bridge quivered as the truck crossed it.
پل هنگام عبور کامیون میلرزید.
The bird quivered its wings.
پرنده بالهای خود را به لرزه درآورد.
The blades of grass quivered in the wind.
ناجستهای چمن در باد میلرزیدند.
the bird runs along in a zigzag path, quivering its wings.
پرنده در یک مسیر مارپیچی میدود و بالهای خود را به لرزه در میآورد.
Can you feel a quiver of her hands?
آیا میتوانید یک لرزش در دستهای او احساس کنید؟
The chinless man obeyed.His large pouchy cheeks were quivering uncontrollably.
مرد بیچانه اطاعت کرد. گونههای بزرگ و کیسهای او به طور غیرقابل کنترلی میلرزید.
And this ten-thousandfold cosmos shivered &quivered &quaked,
و این جهان هستی ده هزار برابر لرزید، ویبره کرد و به لرزه افتاد.
A network of ripples quivered momentarily across the surface of the still pool.
شبکهای از موجها به طور لحظهای بر روی سطح آب ساکن لرزید.
The patient's heart continued to beat strongly. Topalpitate is to pulsate with excessive rapidity and often arrhythmically, as a malfunctioning heart might; the term may also denote a trembling, shaking, or quivering movement:
قلب بیمار به شدت به تپش خود ادامه داد. Topalpitate به معنای ضربان با سرعت بیش از حد و اغلب نامنظم است، همانطور که قلب معیوب ممکن است؛ این اصطلاح همچنین می تواند نشان دهنده لرزش، لرزش یا حرکت ارتعاشی باشد:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید