raconteur

[ایالات متحده]/ˌrækɒn'tɜː/
[بریتانیا]/ˌrækɑn'tɝ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داستان‌گوی ماهر
Word Forms

جملات نمونه

The raconteur mentioned that the quotation was from the Bible.

راوی اشاره کرد که نقل قول از کتاب مقدس بود.

An inveterate punster and raconteur, he edited anthologies of humor, short stories, and plays, wrote syndicated newspaper columns, and appeared on the popular television show “What's My Line?

او یک شوخ‌گو و داستان‌گو کهنه کار بود، مجموعه‌هایی از طنز، داستان کوتاه و نمایشنامه ویراست کرد، ستون‌های خبری مشهور را نوشت و در برنامه تلویزیونی محبوب «حدس بزنید چه کسی هستم؟» ظاهر شد.

Since the barber gave everybody the same haircut, his practised hand took care of his job without involving his mind.He used his mental capacity, thus spared, to turn raconteur and juicy gossipmonger.

از آنجایی که اصلاح کننده به همه یک مدل مو داد، دست تمرین شده او بدون درگیر کردن ذهن خود از کارش مراقبت کرد.او از ظرفیت ذهنی خود که بدین ترتیب صرفه جویی شده بود، برای تبدیل شدن به یک داستانگو و غایله باز جذاب استفاده کرد.

He is known as a talented raconteur, captivating his audience with his storytelling skills.

او به عنوان یک نقل‌کننده با استعداد شناخته می‌شود که با مهارت‌های داستان‌گویی خود مخاطبان را مجذوب می‌کند.

The raconteur entertained the guests with humorous anecdotes throughout the evening.

نقل‌کننده با داستان‌های خنده‌دار، مهمانان را در طول شب سرگرم کرد.

As a raconteur, she has a gift for weaving together compelling narratives.

به عنوان یک نقل‌کننده، او استعداد در بافتن داستان‌های جذاب دارد.

The renowned raconteur shared tales of his travels around the world.

نقل‌کننده مشهور داستان‌هایی از سفرهای خود در سراسر جهان را به اشتراک گذاشت.

His reputation as a skilled raconteur grew as more people heard his captivating stories.

شهرت او به عنوان یک نقل‌کننده ماهر با شنیدن داستان‌های جذابش توسط افراد بیشتر، افزایش یافت.

The raconteur's ability to engage his audience made him a sought-after speaker.

توانایی نقل‌کننده در جلب توجه مخاطبان، او را به یک سخنران مورد تقاضا تبدیل کرد.

She honed her skills as a raconteur by practicing storytelling techniques regularly.

او با تمرین منظم تکنیک‌های داستان‌گویی، مهارت‌های خود را به عنوان یک نقل‌کننده تقویت کرد.

The raconteur's charisma and wit added charm to his storytelling performances.

جاذبه و هوش نقل‌کننده، جذابیت را به اجراهای داستان‌گویی او اضافه کرد.

Audiences were captivated by the raconteur's ability to transport them into different worlds through his stories.

مخاطبان از توانایی نقل‌کننده در انتقال آن‌ها به دنیاهای مختلف از طریق داستان‌هایش مجذوب شدند.

The raconteur's anecdotes were filled with humor and insight, leaving a lasting impression on his listeners.

داستان‌های نقل‌کننده پر از طنز و بینش بود و تأثیر ماندگاری بر شنوندگانش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید