radiantly

[ایالات متحده]/'reidjəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشنی، به وضوح

جملات نمونه

She smiled radiantly at her audience.

او با تبسمی دلربا به حضار نگاه کرد.

The bride looked radiantly beautiful on her wedding day.

عروس در روز عروسی‌اش به طرز چشم‌نوری زیبا به نظر می‌رسید.

He spoke radiantly about his recent promotion at work.

او با شور و شوق فراوان درباره ارتقای شغلی اخیر خود صحبت کرد.

The garden was radiantly illuminated by the setting sun.

باغستان با نور خورشید غروب‌کنان به زیبایی درخشید.

She danced radiantly under the spotlight.

او با شور و نشاط فراوان زیر نور چراغ‌ها رقصید.

The radiantly colored flowers brightened up the room.

گل‌های رنگارنگ و زیبا، فضا را روشن کردند.

The radiantly happy couple announced their engagement.

زوج خوشحال و رادیانت اعلام کردند که نامزد کرده‌اند.

The radiantly clear sky was perfect for stargazing.

آسمان صاف و زیبا برای تماشای ستارگان عالی بود.

The radiantly talented actress stole the show.

بازیگر با استعداد و درخشان، توجه همه را به خود جلب کرد.

She radiantly accepted the award with gratitude.

او با تشکر و قدردانی، جایزه را با شور و شوق پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید