rallygoers gather
شرکا در راهپیمایی جمع میشوند
rallygoers cheer
شرکا در راهپیمایی تشویق میشوند
rallygoers march
شرکا در راهپیمایی میروند
rallygoers arrived
شرکا در راهپیمایی رسیدهاند
rallygoers leaving
شرکا در راهپیمایی میروند
rallygoers chanting
شرکا در راهپیمایی شعار میگویند
rallygoers protested
شرکا در راهپیمایی اعتراض میکنند
rallygoers celebrated
شرکا در راهپیمایی جشن میگیرند
thousands of rallygoers gathered downtown to hear the keynote speaker.
هزاران نفر از شرکتکنندگان در تجمع در مرکز شهر جمع شدند تا سخنران اصلی را بشنوند.
rallygoers filled the square, waving flags and chanting slogans.
شرکتکنندگان در تجمع مربع را پر کردند، پرچمها را نوسان میدادند و شعارهایی میخواندند.
police directed rallygoers toward designated entrances for security screening.
پلیس شرکتکنندگان تجمع را به ورودیهای مشخص شده هدایت کردند تا از نظر امنیتی بررسی شوند.
organizers provided rallygoers with water stations and first aid tents.
سازمانگران به شرکتکنندگان تجمع ایستگاههای آب و پناهگاههای اولیه را فراهم کردند.
as the speech ended, rallygoers began to disperse peacefully.
همانطور که سخنرانی پایان یافت، شرکتکنندگان تجمع به طور آرام شروع به پراکنده شدن کردند.
some rallygoers carried homemade signs calling for reform.
برخی از شرکتکنندگان تجمع نشانههای خود ساختهای را حمل میکردند که اصلاحات را خواستار میشدند.
volunteers handed rallygoers flyers outlining the day’s schedule.
کارگزاران فلیترهایی را به شرکتکنندگان تجمع دادند که برنامه روز را توضیح میدادند.
reporters interviewed rallygoers about their concerns and hopes.
گزارشگزاران شرکتکنندگان تجمع را درباره نگرانیها و امیدهایشان مصاحبه کردند.
rallygoers marched in formation behind banners and drums.
شرکتکنندگان تجمع در پشت پرچمها و تاریمها به صورت گروهی پیادهروی کردند.
emergency crews assisted rallygoers who felt dizzy in the heat.
تیمهای اضطراری به شرکتکنندگان تجمع کمک کردند که در گرما احساس گیجی میکردند.
city officials urged rallygoers to stay on sidewalks and keep traffic moving.
مسئولان شهر به شرکتکنندگان تجمع توصیه کردند که روی مسیرهای پیاده بمانند و ترافیک را در حرکت نگه دارند.
after the storm warning, rallygoers sought shelter under nearby awnings.
پس از هشدار باران، شرکتکنندگان تجمع به دنبال پناهگاه زیر نمایشگرهای نزدیک بودند.
rallygoers gather
شرکا در راهپیمایی جمع میشوند
rallygoers cheer
شرکا در راهپیمایی تشویق میشوند
rallygoers march
شرکا در راهپیمایی میروند
rallygoers arrived
شرکا در راهپیمایی رسیدهاند
rallygoers leaving
شرکا در راهپیمایی میروند
rallygoers chanting
شرکا در راهپیمایی شعار میگویند
rallygoers protested
شرکا در راهپیمایی اعتراض میکنند
rallygoers celebrated
شرکا در راهپیمایی جشن میگیرند
thousands of rallygoers gathered downtown to hear the keynote speaker.
هزاران نفر از شرکتکنندگان در تجمع در مرکز شهر جمع شدند تا سخنران اصلی را بشنوند.
rallygoers filled the square, waving flags and chanting slogans.
شرکتکنندگان در تجمع مربع را پر کردند، پرچمها را نوسان میدادند و شعارهایی میخواندند.
police directed rallygoers toward designated entrances for security screening.
پلیس شرکتکنندگان تجمع را به ورودیهای مشخص شده هدایت کردند تا از نظر امنیتی بررسی شوند.
organizers provided rallygoers with water stations and first aid tents.
سازمانگران به شرکتکنندگان تجمع ایستگاههای آب و پناهگاههای اولیه را فراهم کردند.
as the speech ended, rallygoers began to disperse peacefully.
همانطور که سخنرانی پایان یافت، شرکتکنندگان تجمع به طور آرام شروع به پراکنده شدن کردند.
some rallygoers carried homemade signs calling for reform.
برخی از شرکتکنندگان تجمع نشانههای خود ساختهای را حمل میکردند که اصلاحات را خواستار میشدند.
volunteers handed rallygoers flyers outlining the day’s schedule.
کارگزاران فلیترهایی را به شرکتکنندگان تجمع دادند که برنامه روز را توضیح میدادند.
reporters interviewed rallygoers about their concerns and hopes.
گزارشگزاران شرکتکنندگان تجمع را درباره نگرانیها و امیدهایشان مصاحبه کردند.
rallygoers marched in formation behind banners and drums.
شرکتکنندگان تجمع در پشت پرچمها و تاریمها به صورت گروهی پیادهروی کردند.
emergency crews assisted rallygoers who felt dizzy in the heat.
تیمهای اضطراری به شرکتکنندگان تجمع کمک کردند که در گرما احساس گیجی میکردند.
city officials urged rallygoers to stay on sidewalks and keep traffic moving.
مسئولان شهر به شرکتکنندگان تجمع توصیه کردند که روی مسیرهای پیاده بمانند و ترافیک را در حرکت نگه دارند.
after the storm warning, rallygoers sought shelter under nearby awnings.
پس از هشدار باران، شرکتکنندگان تجمع به دنبال پناهگاه زیر نمایشگرهای نزدیک بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید