rangelands

[ایالات متحده]/ˈreɪndʒ.lænd/
[بریتانیا]/ˈreɪnˌɡlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین مورد استفاده برای چرا دام؛ (آمریکا) مرتع یا زمین باز علفی

عبارات و ترکیب‌ها

rangeland management

مدیریت چراگاه

rangeland health

سلامت چراگاه

rangeland restoration

بازسازی چراگاه

rangeland ecology

اکولوژی چراگاه

rangeland conservation

حفظ چراگاه

rangeland resources

منابع چراگاه

rangeland policy

سیاست چراگاه

rangeland use

استفاده از چراگاه

rangeland species

گونه‌های چراگاه

rangeland productivity

عملکرد چراگاه

جملات نمونه

rangeland is essential for grazing livestock.

چرای دام در مراتع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

the government is investing in rangeland conservation.

دولت در حال سرمایه‌گذاری در حفظ مراتع است.

rangeland management practices can improve biodiversity.

مدیریت مراتع می‌تواند تنوع زیستی را بهبود بخشد.

many indigenous communities rely on rangeland for their livelihood.

بسیاری از جوامع بومی برای کسب روزی خود به مراتع متکی هستند.

overgrazing can lead to the degradation of rangeland.

چرای بیش از حد می‌تواند منجر به تخریب مراتع شود.

rangeland restoration is a priority for environmentalists.

بازسازی مراتع برای محیط‌زیست‌شناسان در اولویت است.

rangeland ecosystems support a variety of wildlife.

زیستگاه‌های مرتع از انواع مختلف حیات وحش پشتیبانی می‌کنند.

farmers are encouraged to practice sustainable rangeland use.

به کشاورزان توصیه می‌شود از مراتع به طور پایدار استفاده کنند.

rangeland plays a crucial role in carbon sequestration.

مراتع نقش مهمی در جذب کربن ایفا می‌کنند.

research on rangeland health is ongoing in many regions.

تحقیقات در مورد سلامت مراتع در بسیاری از مناطق در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید