raucous

[ایالات متحده]/ˈrɔːkəs/
[بریتانیا]/ˈrɔːkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بلند و خشن صدا; گرفته
adv. به صورت بلند و خشن صدا; به طور گرفته
n. صدای بلند و خشن; گرفتگی صدا

عبارات و ترکیب‌ها

raucous laughter

خنده و همهمه

raucous party

جشن و همهمه

raucous crowd

جمعیت پر سر و صدا

جملات نمونه

The raucous crowd cheered loudly at the concert.

تماشاگران پر سر و صدا با صدای بلند در کنسرت تشویق کردند.

The raucous laughter from the comedy show could be heard throughout the theater.

خنده های پر سر و صدا از نمایش کمدی در سراسر تئاتر شنیده می شد.

The raucous party next door kept me up all night.

جشن پر سر و صدای همسایه من مرا تا دیروقت بیدار نگه داشت.

The raucous behavior of the children disrupted the quiet atmosphere of the library.

رفتار پر سر و صدای کودکان فضای آرام کتابخانه را مختل کرد.

The raucous argument between the siblings could be heard from across the street.

بحث پر سر و صدای خواهر و برادرها از آن طرف خیابان شنیده می شد.

The raucous music blaring from the car disturbed the neighbors.

موسیقی پر سر و صدای پخش شده از ماشین همسایه ها را آزار داد.

The raucous celebration lasted late into the night.

جشن پر سر و صدا تا دیروقت ادامه داشت.

The raucous barking of the dogs echoed through the neighborhood.

غرغر پر سر و صدای سگ ها در سراسر محله طنین انداز شد.

The raucous protest outside the government building drew a large crowd.

اعتراضات پر سر و صدای خارج از ساختمان دولتی، جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

The raucous thunderstorm kept everyone indoors.

طوفان رعد و برق پر سر و صدا همه را در داخل خانه نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید