raveling

[ایالات متحده]/ˈrævlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrævlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که از هم باز شده یا باز نشده است؛ در هم تنیدگی
v. در هم تنیدن؛ باز کردن؛ از هم جدا شدن (شکل حال استمراری ravel)
Word Forms
جمعravelings

عبارات و ترکیب‌ها

raveling thread

نخ پاره

raveling yarn

نخ پوده‌ای پاره

raveling fabric

پارچه پاره

raveling edges

لبه‌های پاره

raveling rope

طناب پاره

raveling lace

گیپور پاره

raveling knot

گره پاره

raveling seam

درز پاره

raveling fibers

الیاف پاره

جملات نمونه

the raveling of the yarn made it difficult to knit.

باز شدن تار نخ باعث شد بافتن آن دشوار شود.

she noticed the raveling of the fabric after washing it.

او متوجه باز شدن پارچه بعد از شستشو شد.

the raveling edges of the carpet were a tripping hazard.

لبه‌های باز شده فرش خطر زمین خوردن بودند.

he spent hours fixing the raveling thread on his shirt.

او ساعت‌ها وقت صرف تعمیر نخ‌های باز شده پیراهنش کرد.

the raveling of the rope made it less secure.

باز شدن طناب آن را ناامن‌تر کرد.

raveling can occur when the fabric is not properly handled.

باز شدن ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که پارچه به درستی نگهداری نشود.

she was frustrated by the raveling of her knitting project.

او از باز شدن پروژه بافنی‌اش ناامید شده بود.

the raveling of the old book's pages made it hard to read.

باز شدن صفحات کتاب قدیمی خواندن آن را دشوار کرد.

he carefully trimmed the raveling threads from his jacket.

او با دقت نخ‌های باز شده را از ژاکتش جدا کرد.

raveling can ruin the appearance of a handmade item.

باز شدن می‌تواند ظاهر یک وسیله دست ساز را خراب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید