ravelled

[ایالات متحده]/ˈræv.əld/
[بریتانیا]/ˈræv.əld/

ترجمه

v. در هم پیچیدن یا پیچیده شدن؛ فرسوده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ravelled yarn

نخ نامنظم

ravelled thread

نخ نامنظم

ravelled edges

لبه‌های نامرتب

ravelled fabric

پارچه نامرتب

ravelled design

طرح نامرتب

ravelled path

مسیر نامرتب

ravelled rope

طناب نامرتب

ravelled story

داستان نامرتب

ravelled thoughts

افکار نامرتب

جملات نمونه

she ravelled the yarn into a neat ball.

او کاموا را به یک گلوله مرتب تبدیل کرد.

the story ravelled into a complex plot.

داستان به یک طرح پیچیده تبدیل شد.

he ravelled the threads to create a beautiful tapestry.

او نخ‌ها را برای ایجاد یک گلدان زیبا مرتب کرد.

the mystery ravelled slowly as the clues unfolded.

معمای به آرامی در حال آشکار شدن سرنخ‌ها باز شد.

she ravelled her thoughts before speaking.

او قبل از صحبت کردن افکار خود را مرتب کرد.

the fabric ravelled at the edges after washing.

پارچه پس از شستشو در لبه‌ها باز شد.

as the conversation progressed, the details ravelled into clarity.

با پیشرفت گفتگو، جزئیات به وضوح آشکار شد.

she ravelled the story into a captivating narrative.

او داستان را به یک روایت جذاب تبدیل کرد.

the ravelled threads made it difficult to sew.

نخ‌های باز شده دوختن را دشوار می‌کرد.

he ravelled the mystery with each new piece of evidence.

او با هر مدرک جدید معمای را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید