unwound

[ایالات متحده]/ʌn'waʊnd/
[بریتانیا]/ˌʌn'waʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شل; به طور محکم پیچیده یا تابیده نشده; آرام

عبارات و ترکیب‌ها

unwound tension

تنش باز شده

unwound rope

طناب باز شده

unwound mechanism

مکانیزم باز شده

unwound thread

نخ باز شده

جملات نمونه

The path unwound before them.

مسیر خود را پیش روی آنها باز می‌کرد.

She unwound the wool from the ball.

او نخ را از توپ باز کرد.

He unwound the bandage from his ankle.

او باندپیچ را از مچ پایش باز کرد.

He unwound the scarf from his neck.

او روسری را از دور گردنش باز کرد.

That was my excuse to myself , although I knew it was wrong of me to leave only two unwounded men to guard the stockade .

آن بهانه‌ای بود که برای خودم گفتم، اگرچه می‌دانستم که رها کردن فقط دو مردی که زخمی نشده بودند برای محافظت از حصار چوبی از من اشتباه بود.

She unwound after a long day at work by taking a hot bath.

او بعد از یک روز طولانی کاری با حمام کردن در وان آب گرم آرامش گرفت.

The tension in the room slowly unwound as everyone started to laugh.

با شروع خنده همه، تنش در اتاق به آرامی کاهش یافت.

He unwound the rope from around the tree trunk.

او طناب را از دور تنه درخت باز کرد.

After the stressful meeting, she unwound with a glass of wine.

پس از جلسه استرس‌زا، او با یک لیوان شراب آرامش گرفت.

The dancer unwound gracefully as the music reached its climax.

رقصنده به طور ظریف با رسیدن به اوج موسیقی آرامش گرفت.

He unwound the bandage carefully to reveal the wound underneath.

او باند را با دقت باز کرد تا زخم زیر آن را ببیند.

She unwound the tangled headphones before plugging them in.

او هدفون‌های درهم‌ریخته را باز کرد قبل از اینکه آنها را به برق وصل کند.

The hiker unwound by sitting by the campfire and staring at the stars.

گردشگر با نشستن کنار آتش و نگاه کردن به ستارگان آرامش گرفت.

The mystery slowly unwound as the detective gathered more clues.

با جمع‌آوری سرنخ‌های بیشتر توسط کارآگاه، راز به آرامی آشکار شد.

She unwound the scarf from around her neck as the weather warmed up.

با گرم شدن هوا، او روسری را از دور گردنش باز کرد.

نمونه‌های واقعی

And how do you unwind after a performance?

بعد از اجرا چگونه آرامش می‌گیرید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

These measures would also be tricky to unwind.

این اقدامات نیز لغو آنها دشوار خواهد بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

What do you do to unwind?

برای آرامش چه می‌کنید؟

منبع: CNN Celebrity Interview

By laying off some 3,450 people the firm has unwound one-third of this increase.

با اخراج حدود 3450 نفر، شرکت یک سوم این افزایش را لغو کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

As she dropped, a tiny silken thread unwound from her rear end.

همانطور که او افتاد، یک نخ ابریشمی کوچک از انتهای او باز شد.

منبع: Charlotte's Web

Vacating it doesn't just pause it or block it, it would essentially unwind it.

خالی کردن آن فقط آن را متوقف یا مسدود نمی‌کند، بلکه اساساً آن را لغو می‌کند.

منبع: NPR News Compilation November 2022

But what do you do to unwind after a tough day at work?

اما بعد از یک روز سخت کاری برای آرامش چه می‌کنید؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Wouldn't that be great? Have some time to yourself, relax, unwind?

چه عالی می‌شد؟ کمی وقت آزاد داشته باشید، استراحت کنید، آرامش بگیرید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Through trials and terror, our journey unwinds.

از طریق آزمایش‌ها و وحشت، سفر ما باز می‌شود.

منبع: Connection Magazine

It helps me unwind at the end of the day.

این به من کمک می‌کند در پایان روز آرامش بگیرم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید