devour food ravenously
خوردن غذا به صورت حریصانه
I was feeling ravenously hungry.
من گرسنگی شدید احساس میکردم.
We were all ravenously hungry after the walk.
بعد از پیادهروی، همه ما بهشدت گرسنه بودیم.
She ate the pizza ravenously, not stopping until the entire pie was gone.
او به طرز وسواسی پیتزا خورد و تا زمانی که تمام پای به طور کامل نخورده بود، دست برنداشت.
The wolves hunted ravenously, their hunger driving them to chase down any prey they could find.
گرگها به طرز وسواسی شکار میکردند، گرسنگی آنها را به تعقیب هر طعمهای که میتوانستند، سوق میداد.
After the long hike, they ravenously devoured the sandwiches they had packed.
بعد از پیادهروی طولانی، آنها ساندویچهایی که همراه داشتند را به طرز وسواسی خوردند.
The children tore into the birthday cake ravenously, eager to taste the sweet frosting.
کودکان با اشتیاق فراوان و به طرز وسواسی به سمت کیک تولد رفتند تا طعم خمیر شیرین را بچشند.
The lioness stalked the plains, eyes fixed on the herd of gazelles, her hunger growing ravenously.
لانه شیر در دشتها کمین کرده بود، چشمانش روی گروهی از گرازها ثابت شده بود، گرسنگیاش به طرز وسواسی در حال افزایش بود.
The detective searched ravenously for clues, determined to solve the mystery before it was too late.
مامور پلیس به طرز وسواسی به دنبال سرنخها میگشت و مصمم بود که قبل از اینکه خیلی دیر شود، این راز را حل کند.
The flames of the fire licked ravenously at the dry wood, consuming it with a voracious appetite.
شعلههای آتش به طرز وسواسی به چوب خشک چسبیدند و آن را با اشتهای زیاد مصرف کردند.
The storm clouds gathered ravenously in the sky, ready to unleash their fury on the unsuspecting town below.
ابرهای طوفانی به طرز وسواسی در آسمان جمع شدند و آماده بودند تا خشم خود را بر شهر غافلگیر شده زیر آن رها کنند.
The vultures circled overhead, waiting ravenously for the opportunity to swoop down and feast on the carrion below.
گرازها بالای سر چرخیدند و به طرز وسواسی منتظر فرصتی بودند تا به سمت پایین شیرجه بزندند و از گوشت مردگان تغذیه کنند.
As the marathon runners crossed the finish line, they reached for water bottles ravenously, their thirst overwhelming.
همانطور که دوندههای ماراتن خط پایان را عبور کردند، آنها به طرز وسواسی به سمت بطریهای آب رفتند، تشنگی آنها طاقتفرسا بود.
devour food ravenously
خوردن غذا به صورت حریصانه
I was feeling ravenously hungry.
من گرسنگی شدید احساس میکردم.
We were all ravenously hungry after the walk.
بعد از پیادهروی، همه ما بهشدت گرسنه بودیم.
She ate the pizza ravenously, not stopping until the entire pie was gone.
او به طرز وسواسی پیتزا خورد و تا زمانی که تمام پای به طور کامل نخورده بود، دست برنداشت.
The wolves hunted ravenously, their hunger driving them to chase down any prey they could find.
گرگها به طرز وسواسی شکار میکردند، گرسنگی آنها را به تعقیب هر طعمهای که میتوانستند، سوق میداد.
After the long hike, they ravenously devoured the sandwiches they had packed.
بعد از پیادهروی طولانی، آنها ساندویچهایی که همراه داشتند را به طرز وسواسی خوردند.
The children tore into the birthday cake ravenously, eager to taste the sweet frosting.
کودکان با اشتیاق فراوان و به طرز وسواسی به سمت کیک تولد رفتند تا طعم خمیر شیرین را بچشند.
The lioness stalked the plains, eyes fixed on the herd of gazelles, her hunger growing ravenously.
لانه شیر در دشتها کمین کرده بود، چشمانش روی گروهی از گرازها ثابت شده بود، گرسنگیاش به طرز وسواسی در حال افزایش بود.
The detective searched ravenously for clues, determined to solve the mystery before it was too late.
مامور پلیس به طرز وسواسی به دنبال سرنخها میگشت و مصمم بود که قبل از اینکه خیلی دیر شود، این راز را حل کند.
The flames of the fire licked ravenously at the dry wood, consuming it with a voracious appetite.
شعلههای آتش به طرز وسواسی به چوب خشک چسبیدند و آن را با اشتهای زیاد مصرف کردند.
The storm clouds gathered ravenously in the sky, ready to unleash their fury on the unsuspecting town below.
ابرهای طوفانی به طرز وسواسی در آسمان جمع شدند و آماده بودند تا خشم خود را بر شهر غافلگیر شده زیر آن رها کنند.
The vultures circled overhead, waiting ravenously for the opportunity to swoop down and feast on the carrion below.
گرازها بالای سر چرخیدند و به طرز وسواسی منتظر فرصتی بودند تا به سمت پایین شیرجه بزندند و از گوشت مردگان تغذیه کنند.
As the marathon runners crossed the finish line, they reached for water bottles ravenously, their thirst overwhelming.
همانطور که دوندههای ماراتن خط پایان را عبور کردند، آنها به طرز وسواسی به سمت بطریهای آب رفتند، تشنگی آنها طاقتفرسا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید