razored edge
لبهی تیز
razored hair
موهای با لبهی تیز
razored lines
خطوط با لبهی تیز
razored cut
برش با لبهی تیز
razored style
استایل با لبهی تیز
razored finish
پایانکاری با لبهی تیز
razored look
ظاهر با لبهی تیز
razored texture
بافت با لبهی تیز
razored shave
تراشیدن با لبهی تیز
razored detail
جزئیات با لبهی تیز
his hair was razored for a trendy look.
موهای او به صورت مدرن کوتاه شده بودند.
the artist razored the canvas to create texture.
هنرمند سطح بوم را برای ایجاد بافت برش زد.
she razored the edges of the paper for a clean finish.
او لبههای کاغذ را برای داشتن ظاهری تمیز برش زد.
he razored his beard for a sharp appearance.
او ریش خود را برای داشتن ظاهری آراسته کوتاه کرد.
the chef razored the vegetables for a gourmet dish.
سرآشپز سبزیجات را برای یک غذای خاص برش زد.
they razored the foam to shape the sculpture.
آنها فوم را برای شکل دادن به مجسمه برش زدند.
her outfit was razored to enhance her silhouette.
لباس او به گونهای برش خورده بود که اندامش را بهتر نشان دهد.
he razored the edges of the fabric for a modern look.
او لبههای پارچه را برای داشتن ظاهری مدرن برش زد.
she razored the design to achieve a minimalist style.
او طرح را به گونهای تغییر داد تا به سبک مینیمالیسم دست یابد.
razored edge
لبهی تیز
razored hair
موهای با لبهی تیز
razored lines
خطوط با لبهی تیز
razored cut
برش با لبهی تیز
razored style
استایل با لبهی تیز
razored finish
پایانکاری با لبهی تیز
razored look
ظاهر با لبهی تیز
razored texture
بافت با لبهی تیز
razored shave
تراشیدن با لبهی تیز
razored detail
جزئیات با لبهی تیز
his hair was razored for a trendy look.
موهای او به صورت مدرن کوتاه شده بودند.
the artist razored the canvas to create texture.
هنرمند سطح بوم را برای ایجاد بافت برش زد.
she razored the edges of the paper for a clean finish.
او لبههای کاغذ را برای داشتن ظاهری تمیز برش زد.
he razored his beard for a sharp appearance.
او ریش خود را برای داشتن ظاهری آراسته کوتاه کرد.
the chef razored the vegetables for a gourmet dish.
سرآشپز سبزیجات را برای یک غذای خاص برش زد.
they razored the foam to shape the sculpture.
آنها فوم را برای شکل دادن به مجسمه برش زدند.
her outfit was razored to enhance her silhouette.
لباس او به گونهای برش خورده بود که اندامش را بهتر نشان دهد.
he razored the edges of the fabric for a modern look.
او لبههای پارچه را برای داشتن ظاهری مدرن برش زد.
she razored the design to achieve a minimalist style.
او طرح را به گونهای تغییر داد تا به سبک مینیمالیسم دست یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید