razored

[ایالات متحده]/ˈreɪzəd/
[بریتانیا]/ˈreɪzərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اصلاح کردن یا با تیغ بریدن
n. تیغ

عبارات و ترکیب‌ها

razored edge

لبه‌ی تیز

razored hair

موهای با لبه‌ی تیز

razored lines

خطوط با لبه‌ی تیز

razored cut

برش با لبه‌ی تیز

razored style

استایل با لبه‌ی تیز

razored finish

پایان‌کاری با لبه‌ی تیز

razored look

ظاهر با لبه‌ی تیز

razored texture

بافت با لبه‌ی تیز

razored shave

تراشیدن با لبه‌ی تیز

razored detail

جزئیات با لبه‌ی تیز

جملات نمونه

his hair was razored for a trendy look.

موهای او به صورت مدرن کوتاه شده بودند.

the artist razored the canvas to create texture.

هنرمند سطح بوم را برای ایجاد بافت برش زد.

she razored the edges of the paper for a clean finish.

او لبه‌های کاغذ را برای داشتن ظاهری تمیز برش زد.

he razored his beard for a sharp appearance.

او ریش خود را برای داشتن ظاهری آراسته کوتاه کرد.

the chef razored the vegetables for a gourmet dish.

سرآشپز سبزیجات را برای یک غذای خاص برش زد.

they razored the foam to shape the sculpture.

آنها فوم را برای شکل دادن به مجسمه برش زدند.

her outfit was razored to enhance her silhouette.

لباس او به گونه‌ای برش خورده بود که اندامش را بهتر نشان دهد.

he razored the edges of the fabric for a modern look.

او لبه‌های پارچه را برای داشتن ظاهری مدرن برش زد.

she razored the design to achieve a minimalist style.

او طرح را به گونه‌ای تغییر داد تا به سبک مینیمالیسم دست یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید