shaved ice
یخ تراشیده
shaved head
سر تراشیده
shaved legs
پاهای تراشیده
newly shaved
به تازگی تراشیده شده
shaved beard
سبیل تراشیده
shaved wood
چوب تراشیده
shaved pineapple
ناناس تراشیده
shaved knuckles
مشتهای تراشیده
he shaved his beard this morning.
او صبح ریش خود را تراشید.
she shaved her legs for the summer.
او برای تابستان پاهایش را تراشید.
the ice cream was shaved and added to the cone.
دسر را تراشیدند و به مخروطی اضافه کردند.
i shaved a few seconds off my personal best.
من چند ثانیه از بهترین زمان شخصی خود کم کردم.
he got a close shave with the speeding car.
او با ماشین در حال عبور، از دست مرگ گریخت.
she shaved the wood to make a smooth surface.
او چوب را تراشید تا سطح صافی ایجاد کند.
the chef shaved truffles over the pasta.
سرآشپز ترافل ها را روی پاستا تراشید.
he shaved the price down to $20.
او قیمت را تا 20 دلار کاهش داد.
she shaved off a year of her age with a haircut.
او با یک مدل مو، یک سال از سن خود کم کرد.
the wood was shaved into thin strips.
چوب به نوار های نازک تبدیل شد.
he shaved the doorframe to fit the new door.
او چهارچوب در را برای نصب در جدید تراشید.
shaved ice
یخ تراشیده
shaved head
سر تراشیده
shaved legs
پاهای تراشیده
newly shaved
به تازگی تراشیده شده
shaved beard
سبیل تراشیده
shaved wood
چوب تراشیده
shaved pineapple
ناناس تراشیده
shaved knuckles
مشتهای تراشیده
he shaved his beard this morning.
او صبح ریش خود را تراشید.
she shaved her legs for the summer.
او برای تابستان پاهایش را تراشید.
the ice cream was shaved and added to the cone.
دسر را تراشیدند و به مخروطی اضافه کردند.
i shaved a few seconds off my personal best.
من چند ثانیه از بهترین زمان شخصی خود کم کردم.
he got a close shave with the speeding car.
او با ماشین در حال عبور، از دست مرگ گریخت.
she shaved the wood to make a smooth surface.
او چوب را تراشید تا سطح صافی ایجاد کند.
the chef shaved truffles over the pasta.
سرآشپز ترافل ها را روی پاستا تراشید.
he shaved the price down to $20.
او قیمت را تا 20 دلار کاهش داد.
she shaved off a year of her age with a haircut.
او با یک مدل مو، یک سال از سن خود کم کرد.
the wood was shaved into thin strips.
چوب به نوار های نازک تبدیل شد.
he shaved the doorframe to fit the new door.
او چهارچوب در را برای نصب در جدید تراشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید