shaved

[ایالات متحده]/ʃeɪvd/
[بریتانیا]/ʃeɪvd/

ترجمه

v.past tense and past participle of shave; to cut hair or beard with a razor; to plane or shave wood or other material; to skim or pass quickly over a surface (colloquial)
n.shaved (noun form)
v. گذشته و فعل امری ماضی از shave؛ با استفاده از تیغ، مو یا ریش را کوتاه کردن؛ صفحه‌کردن یا تراشیدن چوب یا مواد دیگر؛ سریعاً روی سطح عبور کردن (غیررسمی)
n. تراشیده شده (حالت اسمی)

عبارات و ترکیب‌ها

shaved ice

یخ تراشیده

shaved head

سر تراشیده

shaved legs

پا‌های تراشیده

newly shaved

به تازگی تراشیده شده

shaved beard

سبیل تراشیده

shaved wood

چوب تراشیده

shaved pineapple

ناناس تراشیده

shaved knuckles

مشت‌های تراشیده

جملات نمونه

he shaved his beard this morning.

او صبح ریش خود را تراشید.

she shaved her legs for the summer.

او برای تابستان پاهایش را تراشید.

the ice cream was shaved and added to the cone.

دسر را تراشیدند و به مخروطی اضافه کردند.

i shaved a few seconds off my personal best.

من چند ثانیه از بهترین زمان شخصی خود کم کردم.

he got a close shave with the speeding car.

او با ماشین در حال عبور، از دست مرگ گریخت.

she shaved the wood to make a smooth surface.

او چوب را تراشید تا سطح صافی ایجاد کند.

the chef shaved truffles over the pasta.

سرآشپز ترافل ها را روی پاستا تراشید.

he shaved the price down to $20.

او قیمت را تا 20 دلار کاهش داد.

she shaved off a year of her age with a haircut.

او با یک مدل مو، یک سال از سن خود کم کرد.

the wood was shaved into thin strips.

چوب به نوار های نازک تبدیل شد.

he shaved the doorframe to fit the new door.

او چهارچوب در را برای نصب در جدید تراشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید