re-establishing

[ایالات متحده]/[ˌriːɪˈstæblɪʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪˈstæblɪʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برقرار کردن یا بازگرداندن به یک حالت یا وضعیت قبلی؛ بازگرداندن یا برقرار کردن دوباره چیزی مانند یک سیستم یا نظم؛ برقرار کردن دوباره ارتباط یا ارتباط.

عبارات و ترکیب‌ها

re-establishing contact

بازپس‌دادن ارتباط

re-establishing order

بازپس‌دادن نظم

re-establishing trust

بازپس‌دادن اعتماد

re-establishing links

بازپس‌دادن ارتباطات

re-establishing stability

بازپس‌دادن پایداری

re-establishing norms

بازپس‌دادن نرم‌ها

re-establishing peace

بازپس‌دادن صلح

re-establishing government

بازپس‌دادن حکومت

re-establishing systems

بازپس‌دادن سیستم‌ها

re-establishing dialogue

بازپس‌دادن گفت‌وگو

جملات نمونه

the company is focused on re-establishing its brand image after the scandal.

شرکت روی بازسازی عکس‌العمل برند خود پس از این سکاندال متمرکز است.

we need to start re-establishing contact with potential clients.

ما باید شروع کنیم به بازسازی ارتباط با مشتریان پتانسیل.

the government is working on re-establishing peace talks with the rebels.

دولت روی بازسازی گفت‌وگوهای صلح با مятежگران کار می‌کند.

it will take time to re-establish trust after such a breach of confidence.

پس از چنین نقض اعتمادی، زمان زیادی برای بازسازی اعتماد لازم است.

the aim is to re-establish a stable supply chain for the product.

هدف بازسازی زنجیره تامین پایدار برای محصول است.

they are re-establishing the old railway line to improve transport.

آن‌ها خط راه‌آهن قدیمی را برای بهبود حمل و نقل بازسازی می‌کنند.

the project involves re-establishing the historical accuracy of the records.

این پروژه شامل بازسازی دقت تاریخی اسناد است.

the team is diligently working on re-establishing communication channels.

تیم با دقت روی بازسازی کانال‌های ارتباطی کار می‌کند.

after the power outage, we're re-establishing internet connectivity.

پس از قطع برق، ما ارتباط اینترنتی را بازسازی می‌کنیم.

the charity is dedicated to re-establishing communities devastated by the earthquake.

این خیریه به بازسازی اجتماعاتی که توسط زلزله ویران شده‌اند، متعهد است.

the diplomat's role is to facilitate re-establishing diplomatic relations.

وظیفه دیپلمات، تسهیل بازسازی روابط دیپلماتیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید