reacquired skills
مهارتهای بازیافته
reacquired knowledge
دانش بازیافته
has reacquired
بازیافته است
reacquired license
گواهینامه بازیافته
they reacquired
آنها بازیافتند
reacquired access
دسترسی بازیافته
reacquired property
ملک بازیافته
reacquired status
وضعیت بازیافته
she reacquired her passion for painting after a long break.
پس از یک بازیافت طولانی، او عشق خود به نقاشی را دوباره کسب کرد.
the company reacquired a significant portion of its shares.
شرکت بخش قابل توجهی از سهام خود را دوباره کسب کرد.
he reacquired the skills necessary for the demanding job.
او مهارتهای لازم برای شغل چالشبرانگیز را دوباره کسب کرد.
the museum reacquired a priceless artifact from a private collector.
موزه یک اثر غیبتناک را از یک جمعآوری خصوصی دوباره کسب کرد.
after years of searching, they reacquired the lost family heirloom.
پس از چندین سال جستجو، آنها اثر خانوادگی از دست رفته را دوباره کسب کردند.
the government reacquired the land for a new infrastructure project.
دولت زمین را برای یک پروژه زیرساخت جدید دوباره کسب کرد.
he reacquired his confidence after overcoming the challenge.
پس از پشت کشیدن چالش، او اعتماد خود را دوباره کسب کرد.
the software developer reacquired proficiency in the older programming language.
توسعهدهنده نرمافزار مهارت خود در زبان برنامهنویسی قدیمیتر را دوباره کسب کرد.
the airline reacquired several older aircraft to meet increased demand.
هواپیمایی چندین هواپیما قدیمیتر را دوباره کسب کرد تا تقاضای افزایش یافته را برآورده کند.
she reacquired a taste for spicy food after traveling to thailand.
پس از سفر به تایلند، او علایق خود به غذاهای تیزطعم را دوباره کسب کرد.
the team reacquired a veteran player to strengthen their roster.
تیم یک بازیکن باسابقه را دوباره کسب کرد تا لیست بازیکنان خود را تقویت کند.
reacquired skills
مهارتهای بازیافته
reacquired knowledge
دانش بازیافته
has reacquired
بازیافته است
reacquired license
گواهینامه بازیافته
they reacquired
آنها بازیافتند
reacquired access
دسترسی بازیافته
reacquired property
ملک بازیافته
reacquired status
وضعیت بازیافته
she reacquired her passion for painting after a long break.
پس از یک بازیافت طولانی، او عشق خود به نقاشی را دوباره کسب کرد.
the company reacquired a significant portion of its shares.
شرکت بخش قابل توجهی از سهام خود را دوباره کسب کرد.
he reacquired the skills necessary for the demanding job.
او مهارتهای لازم برای شغل چالشبرانگیز را دوباره کسب کرد.
the museum reacquired a priceless artifact from a private collector.
موزه یک اثر غیبتناک را از یک جمعآوری خصوصی دوباره کسب کرد.
after years of searching, they reacquired the lost family heirloom.
پس از چندین سال جستجو، آنها اثر خانوادگی از دست رفته را دوباره کسب کردند.
the government reacquired the land for a new infrastructure project.
دولت زمین را برای یک پروژه زیرساخت جدید دوباره کسب کرد.
he reacquired his confidence after overcoming the challenge.
پس از پشت کشیدن چالش، او اعتماد خود را دوباره کسب کرد.
the software developer reacquired proficiency in the older programming language.
توسعهدهنده نرمافزار مهارت خود در زبان برنامهنویسی قدیمیتر را دوباره کسب کرد.
the airline reacquired several older aircraft to meet increased demand.
هواپیمایی چندین هواپیما قدیمیتر را دوباره کسب کرد تا تقاضای افزایش یافته را برآورده کند.
she reacquired a taste for spicy food after traveling to thailand.
پس از سفر به تایلند، او علایق خود به غذاهای تیزطعم را دوباره کسب کرد.
the team reacquired a veteran player to strengthen their roster.
تیم یک بازیکن باسابقه را دوباره کسب کرد تا لیست بازیکنان خود را تقویت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید