forsaken

[ایالات متحده]/fə'seɪkən/
[بریتانیا]/fɚ'sekən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رها شده، تنها
Word Forms
قسمت سوم فعلforsaken

جملات نمونه

He was forsaken by his friends.

او توسط دوستانش رها شده بود.

to wander in a forsaken place

در یک مکان متروکه سرگردانی

to leave someone forsaken

کسی را رها کردنم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید