reals

[ایالات متحده]/[ˈriːlz]/
[بریتانیا]/[ˈriːlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. واقعاً؛ به واقعیت.
n. افراد واقعی؛ افراد واقعی؛ پول برزیل.
adj. واقعی؛ واقعی؛ غیر مصنوعی.

عبارات و ترکیب‌ها

real estate

املاک

real world

جهان واقعی

real time

زمان واقعی

real deal

معامله واقعی

real life

زندگی واقعی

real quick

واقعاً سریع

real problem

مشکل واقعی

real easy

واقعاً ساده

real soon

واقعاً زود

real shame

واقعاً ناامید کننده

جملات نمونه

the company's real strength lies in its innovative product development.

قویت واقعی شرکت در توسعه محصولات نوآور آن است.

we need to face the real challenges of the current market conditions.

ما باید چالش‌های واقعی شرایط بازار فعلی را مواجه شویم.

the real estate market has seen a significant downturn recently.

بازار املاک به طور قابل توجهی در اخیر کاهش یافته است.

it's a real pleasure to work with such a dedicated team.

خوشحالی واقعی از کار کردن با چنین تیمی وفادار است.

he has real potential to become a leader in the industry.

او پتانسیل واقعی برای شدن یک رهبر در صنعت دارد.

the real cost of the project was higher than initially estimated.

هزینه واقعی پروژه از هزینه اولیه تخمین زده شده بیشتر بود.

let's focus on the real issues at hand and find solutions.

بیایید روی مسائل واقعی در دست باشیم و راه حل‌ها را پیدا کنیم.

she showed her real emotions during the heartfelt speech.

او احساسات واقعی خود را در سخنرانی مهیب نشان داد.

the real impact of the policy changes remains to be seen.

تأثیر واقعی تغییرات سیاست هنوز مشخص نیست.

it's a real shame that the event was cancelled at the last minute.

این واقعاً افسوس است که رویداد در آخرین لحظه لغو شد.

he gave a real, honest account of what happened.

او یک گزارش واقعی و صادقانه از آنچه که رخ داد را ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید