dollars

[ایالات متحده]/[ˈdɒləz]/
[بریتانیا]/[ˈdɑːlərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n., جمع: مجموعه‌ای از پول.
n. قطعات پول؛ ارز؛ واحدی از ارز.

عبارات و ترکیب‌ها

dollars to donuts

دلار به نان

five dollars

پنج دلار

lost dollars

دلارهای از دست رفته

spending dollars

دلارهای خرج شده

earned dollars

دلارهای کسب شده

few dollars

چند دلار

dollar store

فروشگاه دلاری

dollar amount

مبلغ دلاری

dollar bill

چک دلاری

many dollars

بیشمار دلار

جملات نمونه

i need to exchange my dollars for euros.

من می‌خواهم دلارهایم را به یورو تبدیل کنم.

the price of the car is two thousand dollars.

قیمت ماشین دو هزار دلار است.

he saved up fifty dollars for a new video game.

او پنجاه دلار جمع کرد تا یک بازی ویدیویی جدید بخرد.

they lost a hundred dollars on the stock market.

آن‌ها در بازار سهام یکصد دلار زیان کردند.

the restaurant bill came to seventy dollars.

صورت حساب رستوران هفتاد دلار بود.

she earns three thousand dollars a month.

او هر ماه سه هزار دلار کسب می‌کند.

the company made millions of dollars in profit.

شرکت میلیون‌ها دلار سود کرد.

he tipped the waiter twenty dollars.

او به پیشخدمت بیست دلار نقدی داد.

the house is worth at least five hundred thousand dollars.

این خانه حداقل پانصد هزار دلار ارزش دارد.

they donated a thousand dollars to the charity.

آن‌ها یک هزار دلار به خیریه هدیه دادند.

the project cost the company several million dollars.

این پروژه به شرکت چند میلیون دلار هزینه برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید