rebelling

[ایالات متحده]/rɪˈbɛlɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈbɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مقاومت در برابر قدرت یا دولت
adj. داشتن طبیعت شورشی

عبارات و ترکیب‌ها

rebelling against

مقابله با

rebelling youth

جوانان شورشی

rebelling forces

نیروهای شورشی

rebelling spirit

روحیه شورشی

rebelling society

جامعه شورشی

rebelling group

گروه شورشی

rebelling citizens

شهروندان شورشی

rebelling factions

فشارهای شورشی

rebelling ideas

ایده‌های شورشی

rebelling voices

صدای شورشی

جملات نمونه

she is rebelling against the strict rules at school.

او در برابر قوانین سختگیرانه مدرسه شورش می‌کند.

the youth are rebelling for their rights and freedoms.

جوانان برای حقوق و آزادی‌های خود شورش می‌کنند.

he felt like rebelling against societal expectations.

او احساس می‌کرد که می‌خواهد در برابر انتظارات جامعه شورش کند.

they are rebelling against the government's policies.

آنها در برابر سیاست‌های دولت شورش می‌کنند.

rebelling can sometimes lead to positive change.

گاهی اوقات شورش می‌تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

she was rebelling against her parents' wishes.

او در برابر خواسته‌های والدینش شورش می‌کرد.

rebelling is a natural part of growing up.

شورش کردن بخشی طبیعی از بزرگ شدن است.

the students are rebelling against unfair treatment.

دانشجویان در برابر رفتار ناعادلانه شورش می‌کنند.

he felt empowered by rebelling against the norm.

او احساس قدرت کرد زیرا در برابر هنجارها شورش کرد.

rebelling can sometimes bring people together.

گاهی اوقات شورش می‌تواند مردم را کنار هم بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید