rebranded as
با نام جدید معرفی شد
now rebranded
اکنون با نام جدید معرفی شده است
company rebranded
شرکت با نام جدید معرفی شد
successfully rebranded
با موفقیت با نام جدید معرفی شد
being rebranded
در حال با نام جدید معرفی شدن
rebranding campaign
کمپین با نام جدید معرفی شدن
rebranded product
محصول با نام جدید معرفی شده
they rebranded
آنها با نام جدید معرفی کردند
rebranded image
تصویر با نام جدید معرفی شده
get rebranded
با نام جدید معرفی شود
the company rebranded its image to appeal to a younger audience.
شرکت تصویر خود را برای جذب مخاطبان جوان تغییر نام داد.
after the merger, the product line was rebranded with a new logo.
پس از ادغام، خط تولید با یک لوگوی جدید تغییر نام داد.
they rebranded the hotel to emphasize its luxury and exclusivity.
آنها هتل را تغییر نام دادند تا بر لوکس بودن و انحصاری بودن آن تأکید کنند.
the restaurant was rebranded with a focus on sustainable sourcing.
رستوران با تمرکز بر تأمین پایدار تغییر نام داد.
the airline rebranded itself to reflect its commitment to customer service.
شرکت هواپیمایی خود را تغییر نام داد تا تعهد خود به خدمات مشتری را منعکس کند.
the startup rebranded to signal a shift in its business strategy.
استارتاپ برای نشان دادن تغییر در استراتژی کسبوکار خود تغییر نام داد.
the classic car was rebranded as a vintage luxury item.
ماشین کلاسیک به عنوان یک کالای لوکس قدیمی تغییر نام داد.
the software was rebranded to highlight its new features and capabilities.
نرمافزار برای برجسته کردن ویژگیها و قابلیتهای جدید خود تغییر نام داد.
the university rebranded to attract more international students.
دانشگاه برای جذب دانشجویان بینالمللی بیشتر تغییر نام داد.
the retail chain rebranded with a modern and minimalist aesthetic.
زنجیره خردهفروشی با یک زیباییشناسی مدرن و مینیمالیستی تغییر نام داد.
the fitness studio rebranded to emphasize its personalized training programs.
استودیو تناسب اندام برای تأکید بر برنامههای تمرینی شخصیسازی شده خود تغییر نام داد.
rebranded as
با نام جدید معرفی شد
now rebranded
اکنون با نام جدید معرفی شده است
company rebranded
شرکت با نام جدید معرفی شد
successfully rebranded
با موفقیت با نام جدید معرفی شد
being rebranded
در حال با نام جدید معرفی شدن
rebranding campaign
کمپین با نام جدید معرفی شدن
rebranded product
محصول با نام جدید معرفی شده
they rebranded
آنها با نام جدید معرفی کردند
rebranded image
تصویر با نام جدید معرفی شده
get rebranded
با نام جدید معرفی شود
the company rebranded its image to appeal to a younger audience.
شرکت تصویر خود را برای جذب مخاطبان جوان تغییر نام داد.
after the merger, the product line was rebranded with a new logo.
پس از ادغام، خط تولید با یک لوگوی جدید تغییر نام داد.
they rebranded the hotel to emphasize its luxury and exclusivity.
آنها هتل را تغییر نام دادند تا بر لوکس بودن و انحصاری بودن آن تأکید کنند.
the restaurant was rebranded with a focus on sustainable sourcing.
رستوران با تمرکز بر تأمین پایدار تغییر نام داد.
the airline rebranded itself to reflect its commitment to customer service.
شرکت هواپیمایی خود را تغییر نام داد تا تعهد خود به خدمات مشتری را منعکس کند.
the startup rebranded to signal a shift in its business strategy.
استارتاپ برای نشان دادن تغییر در استراتژی کسبوکار خود تغییر نام داد.
the classic car was rebranded as a vintage luxury item.
ماشین کلاسیک به عنوان یک کالای لوکس قدیمی تغییر نام داد.
the software was rebranded to highlight its new features and capabilities.
نرمافزار برای برجسته کردن ویژگیها و قابلیتهای جدید خود تغییر نام داد.
the university rebranded to attract more international students.
دانشگاه برای جذب دانشجویان بینالمللی بیشتر تغییر نام داد.
the retail chain rebranded with a modern and minimalist aesthetic.
زنجیره خردهفروشی با یک زیباییشناسی مدرن و مینیمالیستی تغییر نام داد.
the fitness studio rebranded to emphasize its personalized training programs.
استودیو تناسب اندام برای تأکید بر برنامههای تمرینی شخصیسازی شده خود تغییر نام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید