revamped

[ایالات متحده]/ri:'væmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تعمیر شده; اصلاح شده
v. اصلاح کردن
Word Forms
زمان گذشتهrevamped
قسمت سوم فعلrevamped

عبارات و ترکیب‌ها

a revamped version

یک نسخه بازبینی‌شده

revamped website

وب‌سایت بازبینی‌شده

revamped interior

فضای داخلی بازبینی‌شده

revamped menu

منوی بازبینی‌شده

revamped strategy

استراتژی بازبینی‌شده

جملات نمونه

The company revamped its website to improve user experience.

شرکت وب‌سایت خود را بازسازی کرد تا تجربه کاربر را بهبود بخشد.

She revamped her wardrobe for the new season.

او کمد لباس خود را برای فصل جدید بازسازی کرد.

The hotel revamped its menu to attract more customers.

هتل منوی خود را بازسازی کرد تا مشتریان بیشتری را جذب کند.

They revamped the old building into a modern office space.

آنها ساختمان قدیمی را به یک فضای اداری مدرن بازسازی کردند.

The team revamped their training program to focus on specific skills.

تیم برنامه آموزشی خود را بازسازی کرد تا بر مهارت‌های خاص تمرکز کند.

The store revamped its layout to create a more inviting atmosphere.

فروشگاه طرح‌بندی خود را بازسازی کرد تا فضایی دلپذیرتر ایجاد کند.

He revamped his resume to highlight his most relevant experience.

او رزومه خود را بازسازی کرد تا تجربه مرتبط خود را برجسته کند.

The school revamped its curriculum to include more hands-on learning opportunities.

مدرسه برنامه درسی خود را بازسازی کرد تا فرصت‌های یادگیری عملی بیشتری را شامل شود.

The city revamped its public transportation system to make it more efficient.

شهر سیستم حمل و نقل عمومی خود را بازسازی کرد تا آن را کارآمدتر کند.

They revamped the garden by adding new plants and decorations.

آنها باغ را با اضافه کردن گیاهان و تزئینات جدید بازسازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید