renamed

[ایالات متحده]/ˌriːˈneɪmd/
[بریتانیا]/ˌriːˈneɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نام جدیدی دادن به؛ تغییر نام دادن به

عبارات و ترکیب‌ها

renamed file

تغییر نام فایل

renamed project

تغییر نام پروژه

renamed folder

تغییر نام پوشه

renamed user

تغییر نام کاربر

renamed document

تغییر نام سند

renamed category

تغییر نام دسته بندی

renamed item

تغییر نام مورد

renamed application

تغییر نام برنامه

renamed label

تغییر نام برچسب

renamed version

تغییر نام نسخه

جملات نمونه

the company was renamed to reflect its new vision.

شرکت به منظور انعکاس چشم‌انداز جدید خود تغییر نام داد.

after the merger, the brand was renamed.

پس از ادغام، برند تغییر نام داد.

the project was renamed to better describe its purpose.

پروژه به منظور توصیف بهتر هدف آن تغییر نام داد.

she renamed her blog to attract more readers.

او وبلاگ خود را تغییر نام داد تا خوانندگان بیشتری را جذب کند.

they renamed the street after a famous author.

آنها نام خیابان را به افتخار یک نویسنده مشهور تغییر دادند.

the software was renamed to enhance its marketability.

نرم‌افزار به منظور افزایش بازاریابی آن تغییر نام داد.

the school was renamed to honor a local hero.

مدرسه به افتخار یک قهرمان محلی تغییر نام داد.

following the rebranding, the product was renamed.

پس از تغییر برند، محصول تغییر نام داد.

the movie was renamed for its international release.

فیلم برای انتشار بین‌المللی آن تغییر نام داد.

after the scandal, the organization was renamed.

پس از رسوایی، سازمان تغییر نام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید