rebuffs

[ایالات متحده]/rɪˈbʌfs/
[بریتانیا]/rɪˈbʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رد blunt; رد contemptuous
v. به طور blunt رد کردن; به snub کردن

عبارات و ترکیب‌ها

constant rebuffs

پس‌گیری‌های مداوم

frequent rebuffs

پس‌گیری‌های مکرر

harsh rebuffs

پس‌گیری‌های شدید

repeated rebuffs

پس‌گیری‌های تکراری

public rebuffs

پس‌گیری‌های علنی

blunt rebuffs

پس‌گیری‌های رک

swift rebuffs

پس‌گیری‌های سریع

direct rebuffs

پس‌گیری‌های مستقیم

unexpected rebuffs

پس‌گیری‌های غیرمنتظره

gentle rebuffs

پس‌گیری‌های ملایم

جملات نمونه

the manager rebuffs any suggestions for change.

مدیر هرگونه پیشنهاد برای تغییر را رد می‌کند.

she rebuffs his advances with a polite smile.

او با لبخندی مؤدبانه، او را پس می‌زند.

his proposal was rebuffed by the committee.

پیشنهاد او توسط کمیته رد شد.

the athlete rebuffs criticism by focusing on training.

ورزشکار با تمرکز بر تمرین، انتقادها را پس می‌زند.

despite her efforts, she often rebuffs his help.

با وجود تلاش‌هایش، او اغلب کمک او را پس می‌زند.

the company rebuffs inquiries about its financial status.

شرکت به درخواست‌های مربوط به وضعیت مالی خود پاسخ نمی‌دهد.

he rebuffs all attempts to discuss the issue.

او تمام تلاش‌ها برای بحث در مورد این موضوع را رد می‌کند.

she rebuffs the idea of moving to a new city.

او ایده نقل مکان به یک شهر جدید را رد می‌کند.

the diplomat rebuffs rumors of a conflict.

دیپلمات شایعات مربوط به درگیری را رد می‌کند.

he rebuffs unwanted advice from friends.

او نصیحت‌های ناخواسته از دوستان را رد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید