constant rebuffs
پسگیریهای مداوم
frequent rebuffs
پسگیریهای مکرر
harsh rebuffs
پسگیریهای شدید
repeated rebuffs
پسگیریهای تکراری
public rebuffs
پسگیریهای علنی
blunt rebuffs
پسگیریهای رک
swift rebuffs
پسگیریهای سریع
direct rebuffs
پسگیریهای مستقیم
unexpected rebuffs
پسگیریهای غیرمنتظره
gentle rebuffs
پسگیریهای ملایم
the manager rebuffs any suggestions for change.
مدیر هرگونه پیشنهاد برای تغییر را رد میکند.
she rebuffs his advances with a polite smile.
او با لبخندی مؤدبانه، او را پس میزند.
his proposal was rebuffed by the committee.
پیشنهاد او توسط کمیته رد شد.
the athlete rebuffs criticism by focusing on training.
ورزشکار با تمرکز بر تمرین، انتقادها را پس میزند.
despite her efforts, she often rebuffs his help.
با وجود تلاشهایش، او اغلب کمک او را پس میزند.
the company rebuffs inquiries about its financial status.
شرکت به درخواستهای مربوط به وضعیت مالی خود پاسخ نمیدهد.
he rebuffs all attempts to discuss the issue.
او تمام تلاشها برای بحث در مورد این موضوع را رد میکند.
she rebuffs the idea of moving to a new city.
او ایده نقل مکان به یک شهر جدید را رد میکند.
the diplomat rebuffs rumors of a conflict.
دیپلمات شایعات مربوط به درگیری را رد میکند.
he rebuffs unwanted advice from friends.
او نصیحتهای ناخواسته از دوستان را رد میکند.
constant rebuffs
پسگیریهای مداوم
frequent rebuffs
پسگیریهای مکرر
harsh rebuffs
پسگیریهای شدید
repeated rebuffs
پسگیریهای تکراری
public rebuffs
پسگیریهای علنی
blunt rebuffs
پسگیریهای رک
swift rebuffs
پسگیریهای سریع
direct rebuffs
پسگیریهای مستقیم
unexpected rebuffs
پسگیریهای غیرمنتظره
gentle rebuffs
پسگیریهای ملایم
the manager rebuffs any suggestions for change.
مدیر هرگونه پیشنهاد برای تغییر را رد میکند.
she rebuffs his advances with a polite smile.
او با لبخندی مؤدبانه، او را پس میزند.
his proposal was rebuffed by the committee.
پیشنهاد او توسط کمیته رد شد.
the athlete rebuffs criticism by focusing on training.
ورزشکار با تمرکز بر تمرین، انتقادها را پس میزند.
despite her efforts, she often rebuffs his help.
با وجود تلاشهایش، او اغلب کمک او را پس میزند.
the company rebuffs inquiries about its financial status.
شرکت به درخواستهای مربوط به وضعیت مالی خود پاسخ نمیدهد.
he rebuffs all attempts to discuss the issue.
او تمام تلاشها برای بحث در مورد این موضوع را رد میکند.
she rebuffs the idea of moving to a new city.
او ایده نقل مکان به یک شهر جدید را رد میکند.
the diplomat rebuffs rumors of a conflict.
دیپلمات شایعات مربوط به درگیری را رد میکند.
he rebuffs unwanted advice from friends.
او نصیحتهای ناخواسته از دوستان را رد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید