rebuts

[ایالات متحده]/rɪˈbʌts/
[بریتانیا]/rɪˈbʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چالش کشیدن یا نقض کردن؛ پس زدن یا به عقب راندن

عبارات و ترکیب‌ها

rebuts the claim

رد ادعا

rebuts the argument

رد استدلال

rebuts the evidence

رد شواهد

rebuts the assertion

رد ادعا

rebuts the theory

رد نظریه

rebuts the statement

رد اظهارنظر

rebuts the accusation

رد اتهام

rebuts the notion

رد این ایده

rebuts the idea

رد ایده

rebuts the proposal

رد پیشنهاد

جملات نمونه

she rebuts the claims made against her in the report.

او ادعاهای مطرح شده علیه خود را در گزارش رد می‌کند.

the lawyer effectively rebuts the opposing argument.

وکیل به طور موثر استدلال مخالف را رد می‌کند.

he often rebuts criticism with well-researched facts.

او اغلب انتقادها را با حقایق مستند رد می‌کند.

in her essay, she rebuts several common misconceptions.

در مقاله خود، او چندین تصور غلط رایج را رد می‌کند.

during the debate, he rebuts every point raised by his opponent.

در طول بحث، او هر نکته‌ای را که حریفش مطرح می‌کند، رد می‌کند.

the scientist rebuts the theory with new evidence.

دانشمند این نظریه را با شواهد جدید رد می‌کند.

she rebuts the allegations with a strong counterargument.

او این ادعاها را با یک استدلال متقابل قوی رد می‌کند.

the article rebuts the idea that technology is harmful to society.

مقاله این ایده را که فناوری برای جامعه مضر است، رد می‌کند.

he rebuts the notion that all politicians are corrupt.

او این باور را که همه سیاستمداران فاسد هستند، رد می‌کند.

in his speech, he rebuts the claims of his critics.

در سخنرانی خود، او ادعاهای منتقدان خود را رد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید