argues his point
استدلال میکند در مورد نقطه نظرش
argues vehemently
با شدت استدلال میکند
argues convincingly
به طور متقاعد کننده استدلال میکند
argues with passion
با شور و اشتیاق استدلال میکند
continues to argue
به استدلال ادامه میدهد
refuses to argue
از استدلال امتناع میکند
the lawyer argues that the evidence is insufficient.
وکیل استدلال میکند که شواهد کافی نیست.
she argues passionately for environmental protection.
او با شور و شوق برای حفاظت از محیط زیست استدلال میکند.
he argues that education should be free for everyone.
او استدلال میکند که آموزش باید برای همه رایگان باشد.
the scientist argues against the traditional theory.
دانشمند با تئوری سنتی مخالف استدلال میکند.
the author argues his point effectively in the book.
نویسنده به طور موثر استدلال خود را در کتاب مطرح میکند.
she often argues with her colleagues about policy changes.
او اغلب با همکاران خود در مورد تغییرات سیاست بحث میکند.
he argues that technology can improve our lives.
او استدلال میکند که فناوری میتواند زندگی ما را بهبود بخشد.
the politician argues for more funding in education.
سیاستمدار از افزایش بودجه در آموزش حمایت میکند.
they argue over the best approach to solve the problem.
آنها در مورد بهترین روش برای حل مشکل بحث میکنند.
she argues that art is essential for human culture.
او استدلال میکند که هنر برای فرهنگ انسانی ضروری است.
argues his point
استدلال میکند در مورد نقطه نظرش
argues vehemently
با شدت استدلال میکند
argues convincingly
به طور متقاعد کننده استدلال میکند
argues with passion
با شور و اشتیاق استدلال میکند
continues to argue
به استدلال ادامه میدهد
refuses to argue
از استدلال امتناع میکند
the lawyer argues that the evidence is insufficient.
وکیل استدلال میکند که شواهد کافی نیست.
she argues passionately for environmental protection.
او با شور و شوق برای حفاظت از محیط زیست استدلال میکند.
he argues that education should be free for everyone.
او استدلال میکند که آموزش باید برای همه رایگان باشد.
the scientist argues against the traditional theory.
دانشمند با تئوری سنتی مخالف استدلال میکند.
the author argues his point effectively in the book.
نویسنده به طور موثر استدلال خود را در کتاب مطرح میکند.
she often argues with her colleagues about policy changes.
او اغلب با همکاران خود در مورد تغییرات سیاست بحث میکند.
he argues that technology can improve our lives.
او استدلال میکند که فناوری میتواند زندگی ما را بهبود بخشد.
the politician argues for more funding in education.
سیاستمدار از افزایش بودجه در آموزش حمایت میکند.
they argue over the best approach to solve the problem.
آنها در مورد بهترین روش برای حل مشکل بحث میکنند.
she argues that art is essential for human culture.
او استدلال میکند که هنر برای فرهنگ انسانی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید