recaptures

[ایالات متحده]/riːˈkæptʃəz/
[بریتانیا]/riˈkæptʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوباره به دست آوردن یا دوباره تجربه کردن چیزی
v. دوباره به دست آوردن یا دوباره تجربه کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

recaptures attention

بازیافتن توجه

recaptures interest

بازیافتن علاقه

recaptures essence

بازیافتن جوهر

recaptures magic

بازیافتن جادو

recaptures beauty

بازیافتن زیبایی

recaptures joy

بازیافتن شادی

recaptures spirit

بازیافتن روح

recaptures moment

بازیافتن لحظه

recaptures dream

بازیافتن رویا

recaptures feeling

بازیافتن احساس

جملات نمونه

she recaptures the magic of her childhood in her paintings.

او جادوی دوران کودکی خود را در نقاشی‌هایش بازیافت می‌کند.

the film recaptures the essence of the original story.

فیلم، جوهر داستان اصلی را بازیافت می‌کند.

he recaptures the excitement of his first concert.

او هیجان اولین کنسرت خود را بازیافت می‌کند.

the book recaptures the spirit of adventure.

کتاب، روح ماجراجویی را بازیافت می‌کند.

she recaptures her audience's attention with a powerful speech.

او با یک سخنرانی قدرتمند توجه مخاطبان خود را بازیافت می‌کند.

the artist recaptures the beauty of nature in her work.

هنرمند، زیبایی طبیعت را در آثار خود بازیافت می‌کند.

the game recaptures the thrill of classic arcade experiences.

بازی، هیجان تجربه‌های آرکید کلاسیک را بازیافت می‌کند.

he recaptures the feeling of freedom while traveling.

او در حین سفر، حس آزادی را بازیافت می‌کند.

the documentary recaptures the struggles of past generations.

مستند، مبارزات نسل‌های گذشته را بازیافت می‌کند.

the new album recaptures the band's original sound.

آلبوم جدید، صدای اصلی گروه را بازیافت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید