reclaims

[ایالات متحده]/rɪˈkleɪmz/
[بریتانیا]/rɪˈkleɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بازپس‌گیری; درخواست بازگشت چیزی; بازیابی مواد مفید از زباله; نجات دادن یا حفظ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reclaims land

بازپس‌گیری زمین

reclaims power

بازپس‌گیری قدرت

reclaims rights

بازپس‌گیری حقوق

reclaims identity

بازپس‌گیری هویت

reclaims space

بازپس‌گیری فضا

reclaims resources

بازپس‌گیری منابع

reclaims history

بازپس‌گیری تاریخ

reclaims territory

بازپس‌گیری سرزمین

reclaims culture

بازپس‌گیری فرهنگ

reclaims time

بازپس‌گیری زمان

جملات نمونه

the community reclaims the park for public use.

جامعه پارک را برای استفاده عمومی بازپس می‌گیرد.

she reclaims her identity after years of struggle.

او پس از سال‌ها تلاش، هویت خود را بازپس می‌گیرد.

the company reclaims its market share through innovation.

شرکت از طریق نوآوری سهم بازار خود را بازپس می‌گیرد.

he reclaims his confidence after the setback.

او پس از شکست، اعتماد به نفس خود را بازپس می‌گیرد.

the government reclaims land for agricultural use.

دولت زمین را برای استفاده کشاورزی بازپس می‌گیرد.

she reclaims her voice in the conversation.

او صدای خود را در گفتگو بازپس می‌گیرد.

the artist reclaims old materials for her new project.

هنرمند مواد قدیمی را برای پروژه جدید خود بازپس می‌گیرد.

the organization reclaims abandoned buildings for housing.

سازمان ساختمان‌های رها شده را برای مسکن بازپس می‌گیرد.

he reclaims his place in the team after the injury.

او پس از آسیب، جایگاه خود را در تیم بازپس می‌گیرد.

the city reclaims waterfront areas for recreation.

شهر مناطق ساحلی را برای تفریح بازپس می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید