| قسمت سوم فعل | rechristened |
| صفت یا فعل حال استمراری | rechristening |
| زمان گذشته | rechristened |
the brewery rechristened the pub The Brown Trout.
آبجوسازی مجدداً نام پب را به 'ماهی تروت قهوهای' تغییر داد.
The old building was rechristened as a community center.
ساختمان قدیمی با نام مجدد به مرکز جامعه تغییر یافت.
They decided to rechristen their band before releasing their new album.
آنها تصمیم گرفتند قبل از انتشار آلبوم جدید خود گروه خود را با نام جدید تغییر دهند.
The company rechristened its product to attract a younger audience.
شرکت محصول خود را با نام جدید تغییر داد تا مخاطبان جوانتری را جذب کند.
After the renovation, the hotel was rechristened and reopened as a luxury resort.
پس از بازسازی، هتل با نام جدید تغییر یافت و به عنوان یک استراحتگاه لوکس دوباره بازگشایی شد.
The street was rechristened in honor of the famous poet who lived there.
خیابان با نام جدید تغییر یافت تا از شاعر مشهوری که آنجا زندگی میکرد تجلیل شود.
The company decided to rechristen its flagship store to better reflect its brand image.
شرکت تصمیم گرفت فروشگاه پرچمداری خود را با نام جدید تغییر دهد تا بهتر تصویر برند خود را منعکس کند.
The park was rechristened to honor the local hero who made significant contributions to the community.
پارک با نام جدید تغییر یافت تا از قهرمان محلی که مشارکتهای قابل توجهی در جامعه داشته است، تجلیل شود.
The restaurant rechristened itself to focus on a new menu and dining experience.
رستوران با نام جدید تغییر یافت تا بر منوی جدید و تجربه غذا خوردن تمرکز کند.
The theater was rechristened after a generous donor who helped fund its renovation.
تئاتر با نام جدید تغییر یافت، به افتخار اهدا کننده سخاوتمندی که به تأمین بودجه بازسازی آن کمک کرد.
The street was rechristened to commemorate the historical event that took place there.
خیابان با نام جدید تغییر یافت تا رویداد تاریخی که در آنجا رخ داده بود را گرامیداشت کند.
the brewery rechristened the pub The Brown Trout.
آبجوسازی مجدداً نام پب را به 'ماهی تروت قهوهای' تغییر داد.
The old building was rechristened as a community center.
ساختمان قدیمی با نام مجدد به مرکز جامعه تغییر یافت.
They decided to rechristen their band before releasing their new album.
آنها تصمیم گرفتند قبل از انتشار آلبوم جدید خود گروه خود را با نام جدید تغییر دهند.
The company rechristened its product to attract a younger audience.
شرکت محصول خود را با نام جدید تغییر داد تا مخاطبان جوانتری را جذب کند.
After the renovation, the hotel was rechristened and reopened as a luxury resort.
پس از بازسازی، هتل با نام جدید تغییر یافت و به عنوان یک استراحتگاه لوکس دوباره بازگشایی شد.
The street was rechristened in honor of the famous poet who lived there.
خیابان با نام جدید تغییر یافت تا از شاعر مشهوری که آنجا زندگی میکرد تجلیل شود.
The company decided to rechristen its flagship store to better reflect its brand image.
شرکت تصمیم گرفت فروشگاه پرچمداری خود را با نام جدید تغییر دهد تا بهتر تصویر برند خود را منعکس کند.
The park was rechristened to honor the local hero who made significant contributions to the community.
پارک با نام جدید تغییر یافت تا از قهرمان محلی که مشارکتهای قابل توجهی در جامعه داشته است، تجلیل شود.
The restaurant rechristened itself to focus on a new menu and dining experience.
رستوران با نام جدید تغییر یافت تا بر منوی جدید و تجربه غذا خوردن تمرکز کند.
The theater was rechristened after a generous donor who helped fund its renovation.
تئاتر با نام جدید تغییر یافت، به افتخار اهدا کننده سخاوتمندی که به تأمین بودجه بازسازی آن کمک کرد.
The street was rechristened to commemorate the historical event that took place there.
خیابان با نام جدید تغییر یافت تا رویداد تاریخی که در آنجا رخ داده بود را گرامیداشت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید