unchange

[ایالات متحده]/[ʌnˈtʃeɪnd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈtʃeɪnd]/

ترجمه

v. تغییر نکردن؛ بدون تغییر ماندن.
adj. تغییر نکرده؛ بدون تغییر.
n. حالتی که تغییر نکرده است.

عبارات و ترکیب‌ها

unchanged condition

وضعیت بدون تغییر

unchangeable fact

حقیقت غیرقابل تغییر

remain unchanged

بدون تغییر باقی بماند

unchanged view

دیدگاه بدون تغییر

unchanged policy

سیاست بدون تغییر

unchanged circumstances

شرایط بدون تغییر

unchanged commitment

تعهد بدون تغییر

unchanged support

حمایت بدون تغییر

unchanged loyalty

وفاداری بدون تغییر

جملات نمونه

the law cannot unchange the fundamental rights of citizens.

قانون نمی‌تواند حقوق اساسی شهروندان را تغییر ندهد.

we must unchange the course we've set for the project.

ما باید مسیر تعیین شده برای پروژه را تغییر ندهیم.

it's difficult to unchange deeply ingrained habits.

تغییر عادات عمیقاً ریشه دار دشوار است.

the company decided not to unchange its marketing strategy.

شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را تغییر ندهد.

don't unchange your mind at the last minute.

در آخرین لحظه نظر خود را تغییر ندهید.

the policy aims to unchange the current system.

سیاست برای تغییر ندادن سیستم فعلی است.

we need to unchange the negative perception of the brand.

ما باید درک منفی از برند را تغییر ندهیم.

the goal is to unchange the outdated infrastructure.

هدف تغییر ندادن زیرساخت قدیمی است.

it's unlikely they will unchange their decision.

به احتمال زیاد آنها تصمیم خود را تغییر نخواهند داد.

the project seeks to unchange the existing workflow.

پروژه به دنبال تغییر ندادن گردش کار فعلی است.

we should not unchange the established procedures.

ما نباید رویه‌های تعیین شده را تغییر ندهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید