The tired girl reclined on the couch.
دختر خسته روی مبل دراز کشید.
She sat there, reclined against a foam rubber cushion.
او آنجا نشسته بود و روی یک بالشتک فوم دراز کشیده بود.
Retroverted high back rest (half reclined);
پشتی بلند معکوس (به نصف دراز کشیده شده);
She likes to recline on the sofa while reading a book.
او دوست دارد در حالی که کتاب می خواند روی مبل دراز بکشد.
After a long day at work, he just wants to recline in his favorite chair.
بعد از یک روز طولانی کاری، او فقط می خواهد در صندلی مورد علاقه اش دراز بکشد.
The patient was advised to recline and rest after the surgery.
به بیمار توصیه شد پس از جراحی دراز بکشد و استراحت کند.
I often recline in the hammock in my backyard on sunny days.
من اغلب در روزهای آفتابی در گهواره پشتی در حیاط پشتی خود دراز می کشم.
The reclining seats in the movie theater were very comfortable.
صندلی های قابل تنظیم در سینما بسیار راحت بودند.
He likes to recline back in his office chair while thinking.
او دوست دارد در حالی که فکر می کند به عقب در صندلی دفتر خود دراز بکشد.
During the massage, the therapist asked the client to recline on the table.
در طول ماساژ، درمانگر از مشتری خواست روی میز دراز بکشد.
The doctor suggested the pregnant woman to recline on her left side.
پزشک به زن باردار توصیه کرد به پهلو چپ دراز بکشد.
She reclined on the beach chair, enjoying the warm sun on her face.
او روی صندلی ساحلی دراز کشید و از گرمای خورشید روی صورتش لذت برد.
The cat likes to recline on the windowsill and watch the birds outside.
گربه دوست دارد روی طاقچه پنجره دراز بکشد و پرندگان بیرون را تماشا کند.
The tired girl reclined on the couch.
دختر خسته روی مبل دراز کشید.
She sat there, reclined against a foam rubber cushion.
او آنجا نشسته بود و روی یک بالشتک فوم دراز کشیده بود.
Retroverted high back rest (half reclined);
پشتی بلند معکوس (به نصف دراز کشیده شده);
She likes to recline on the sofa while reading a book.
او دوست دارد در حالی که کتاب می خواند روی مبل دراز بکشد.
After a long day at work, he just wants to recline in his favorite chair.
بعد از یک روز طولانی کاری، او فقط می خواهد در صندلی مورد علاقه اش دراز بکشد.
The patient was advised to recline and rest after the surgery.
به بیمار توصیه شد پس از جراحی دراز بکشد و استراحت کند.
I often recline in the hammock in my backyard on sunny days.
من اغلب در روزهای آفتابی در گهواره پشتی در حیاط پشتی خود دراز می کشم.
The reclining seats in the movie theater were very comfortable.
صندلی های قابل تنظیم در سینما بسیار راحت بودند.
He likes to recline back in his office chair while thinking.
او دوست دارد در حالی که فکر می کند به عقب در صندلی دفتر خود دراز بکشد.
During the massage, the therapist asked the client to recline on the table.
در طول ماساژ، درمانگر از مشتری خواست روی میز دراز بکشد.
The doctor suggested the pregnant woman to recline on her left side.
پزشک به زن باردار توصیه کرد به پهلو چپ دراز بکشد.
She reclined on the beach chair, enjoying the warm sun on her face.
او روی صندلی ساحلی دراز کشید و از گرمای خورشید روی صورتش لذت برد.
The cat likes to recline on the windowsill and watch the birds outside.
گربه دوست دارد روی طاقچه پنجره دراز بکشد و پرندگان بیرون را تماشا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید