reclined chair
صندلی راحتی
reclined seat
صندلی خوابیده
reclined position
وضعیت خوابیده
reclined back
پشتی خوابیده
reclined sofa
مبل خوابیده
reclined lounge
فضای استراحت خوابیده
reclined bed
تخت خوابیده
reclined posture
حالت خوابیده
reclined angle
زاویه خوابیده
reclined view
نمای خوابیده
she reclined on the couch, enjoying her favorite book.
او در حالی که از کتاب مورد علاقه خود لذت میبرد، روی مبل تکیه داد.
after a long day, he reclined in the chair and closed his eyes.
بعد از یک روز طولانی، او روی صندلی تکیه داد و چشمانش را بست.
the passenger reclined his seat to get more comfortable.
سرنشین صندلی خود را به عقب تکیه داد تا راحتتر شود.
she reclined by the pool, soaking up the sun.
او کنار استخر تکیه داد و آفتاب را جذب کرد.
he reclined against the wall, lost in thought.
او در حالی که غرق در فکر بود، به دیوار تکیه داد.
the dog reclined at her feet, feeling safe.
سگ به پای او تکیه داده بود و احساس امنیت میکرد.
she reclined on the bed, ready for a nap.
او روی تخت تکیه داد و آماده چرت زدن بود.
he reclined the seat further to take a quick rest.
او صندلی را بیشتر به عقب تکیه داد تا کمی استراحت کند.
they reclined on the grass, watching the stars.
آنها روی چمن تکیه داده بودند و به ستارهها نگاه میکردند.
she reclined back and let the music wash over her.
او به عقب تکیه داد و اجازه داد تا موسیقی بر او تاثیر بگذارد.
reclined chair
صندلی راحتی
reclined seat
صندلی خوابیده
reclined position
وضعیت خوابیده
reclined back
پشتی خوابیده
reclined sofa
مبل خوابیده
reclined lounge
فضای استراحت خوابیده
reclined bed
تخت خوابیده
reclined posture
حالت خوابیده
reclined angle
زاویه خوابیده
reclined view
نمای خوابیده
she reclined on the couch, enjoying her favorite book.
او در حالی که از کتاب مورد علاقه خود لذت میبرد، روی مبل تکیه داد.
after a long day, he reclined in the chair and closed his eyes.
بعد از یک روز طولانی، او روی صندلی تکیه داد و چشمانش را بست.
the passenger reclined his seat to get more comfortable.
سرنشین صندلی خود را به عقب تکیه داد تا راحتتر شود.
she reclined by the pool, soaking up the sun.
او کنار استخر تکیه داد و آفتاب را جذب کرد.
he reclined against the wall, lost in thought.
او در حالی که غرق در فکر بود، به دیوار تکیه داد.
the dog reclined at her feet, feeling safe.
سگ به پای او تکیه داده بود و احساس امنیت میکرد.
she reclined on the bed, ready for a nap.
او روی تخت تکیه داد و آماده چرت زدن بود.
he reclined the seat further to take a quick rest.
او صندلی را بیشتر به عقب تکیه داد تا کمی استراحت کند.
they reclined on the grass, watching the stars.
آنها روی چمن تکیه داده بودند و به ستارهها نگاه میکردند.
she reclined back and let the music wash over her.
او به عقب تکیه داد و اجازه داد تا موسیقی بر او تاثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید