reconciliatory

[ایالات متحده]/ˌrɛkənˈsɪlɪətəri/
[بریتانیا]/ˌrɛkənˈsɪlɪˌtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. 旨在调和或达成一致的; 一致或兼容的

عبارات و ترکیب‌ها

reconciliatory tone

لحن آشتی‌جویانه

reconciliatory approach

رویکرد آشتی‌جویانه

reconciliatory gesture

حرکت آشتی‌جویانه

reconciliatory measures

اقدامات آشتی‌جویانه

reconciliatory dialogue

گفتگوی آشتی‌جویانه

reconciliatory spirit

روحیه آشتی‌جویانه

reconciliatory action

اقدام آشتی‌جویانه

reconciliatory efforts

تلاش‌های آشتی‌جویانه

reconciliatory stance

موضع آشتی‌جویانه

reconciliatory proposal

پیشنهاد آشتی‌جویانه

جملات نمونه

the government's reconciliatory approach helped ease tensions.

رویکرد آشتی‌جویانه دولت به کاهش تنش‌ها کمک کرد.

they held a reconciliatory meeting to resolve their differences.

آنها یک جلسه آشتی‌جویانه برای حل اختلافات خود برگزار کردند.

her reconciliatory tone made the conversation more productive.

لحن آشتی‌جویانه او باعث افزایش بهره‌وری گفتگو شد.

the reconciliatory gesture was appreciated by both parties.

حرکت آشتی‌جویانه مورد قدردانی هر دو طرف قرار گرفت.

he took a reconciliatory stance during the negotiations.

او در طول مذاکرات موضعی آشتی‌جویانه اتخاذ کرد.

the reconciliatory efforts were crucial for peace talks.

تلاش‌های آشتی‌جویانه برای مذاکرات صلح بسیار مهم بودند.

they issued a reconciliatory statement to mend relations.

آنها بیانیه‌ای آشتی‌جویانه برای بهبود روابط منتشر کردند.

a reconciliatory spirit is essential in conflict resolution.

روحیه آشتی‌جویانه برای حل منازعات ضروری است.

the reconciliatory proposal was met with enthusiasm.

پیشنهاد آشتی‌جویانه با استقبال روبرو شد.

she made a reconciliatory effort to connect with her estranged friend.

او برای ارتباط با دوست جدا شده‌اش تلاشی آشتی‌جویانه انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید