| قسمت سوم فعل | reconditioned |
| زمان گذشته | reconditioned |
| شکل سوم شخص مفرد | reconditions |
| صفت یا فعل حال استمراری | reconditioning |
| جمع | reconditions |
The mechanic reconditioned the old car to make it look like new.
مکانیک ماشین قدیمی را بازسازی کرد تا مثل نو به نظر برسد.
She decided to recondition her old furniture instead of buying new ones.
او تصمیم گرفت به جای خریدن وسایل جدید، وسایل قدیمی خود را بازسازی کند.
The company reconditions used electronics before selling them again.
شرکت وسایل الکترونیکی دست دوم را قبل از فروش مجدد بازسازی میکند.
He is skilled at reconditioning antique watches.
او در بازسازی ساعتهای آنتیک مهارت دارد.
The team is working on reconditioning the old building for a new office space.
تیم در حال بازسازی ساختمان قدیمی برای فضای اداری جدید است.
They hired a professional to recondition the vintage car they bought.
آنها برای بازسازی ماشین کلاسیک که خریده بودند، یک متخصص استخدام کردند.
The company specializes in reconditioning industrial machinery.
شرکت در زمینه بازسازی ماشینآلات صنعتی تخصص دارد.
It took a lot of time and effort to recondition the neglected garden.
بازسازی باغ متروکه زمان و تلاش زیادی را به خود اختصاص داد.
The technician reconditioned the faulty equipment to restore its functionality.
تکنسین تجهیزات معیوب را برای بازگرداندن عملکرد آن بازسازی کرد.
The furniture store offers services to recondition old pieces for customers.
فروشگاه مبلمان خدماتی را برای بازسازی قطعات قدیمی برای مشتریان ارائه میدهد.
Recondition your consciousness to accept only the good into your life.
آگاهی خود را دوباره تنظیم کنید تا فقط خوبی را در زندگی خود بپذیرید.
منبع: The New Yorker (video edition)The mechanic reconditioned the old car to make it look like new.
مکانیک ماشین قدیمی را بازسازی کرد تا مثل نو به نظر برسد.
She decided to recondition her old furniture instead of buying new ones.
او تصمیم گرفت به جای خریدن وسایل جدید، وسایل قدیمی خود را بازسازی کند.
The company reconditions used electronics before selling them again.
شرکت وسایل الکترونیکی دست دوم را قبل از فروش مجدد بازسازی میکند.
He is skilled at reconditioning antique watches.
او در بازسازی ساعتهای آنتیک مهارت دارد.
The team is working on reconditioning the old building for a new office space.
تیم در حال بازسازی ساختمان قدیمی برای فضای اداری جدید است.
They hired a professional to recondition the vintage car they bought.
آنها برای بازسازی ماشین کلاسیک که خریده بودند، یک متخصص استخدام کردند.
The company specializes in reconditioning industrial machinery.
شرکت در زمینه بازسازی ماشینآلات صنعتی تخصص دارد.
It took a lot of time and effort to recondition the neglected garden.
بازسازی باغ متروکه زمان و تلاش زیادی را به خود اختصاص داد.
The technician reconditioned the faulty equipment to restore its functionality.
تکنسین تجهیزات معیوب را برای بازگرداندن عملکرد آن بازسازی کرد.
The furniture store offers services to recondition old pieces for customers.
فروشگاه مبلمان خدماتی را برای بازسازی قطعات قدیمی برای مشتریان ارائه میدهد.
Recondition your consciousness to accept only the good into your life.
آگاهی خود را دوباره تنظیم کنید تا فقط خوبی را در زندگی خود بپذیرید.
منبع: The New Yorker (video edition)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید