reconditioned

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈdɪʃənd/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈdɪʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تعمیر، بازسازی یا نوسازی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

reconditioned equipment

تجهیزات بازسازی شده

reconditioned products

محصولات بازسازی شده

reconditioned vehicles

وسایل نقلیه بازسازی شده

reconditioned appliances

وسایل خانگی بازسازی شده

reconditioned tools

ابزارهای بازسازی شده

reconditioned furniture

مبلمان بازسازی شده

reconditioned electronics

وسایل الکترونیکی بازسازی شده

reconditioned machinery

ماشین آلات بازسازی شده

reconditioned computers

کامپیوترهای بازسازی شده

reconditioned instruments

دستگاه های بازسازی شده

جملات نمونه

she bought a reconditioned laptop to save money.

او یک لپ‌تاپ دست‌دوم خرید تا در هزینه صرفه‌جویی کند.

the reconditioned car comes with a warranty.

خودروی دست‌دوم با گارانتی عرضه می‌شود.

reconditioned appliances are often just as good as new.

دستگاه‌های دست‌دوم اغلب به خوبی نو هستند.

he prefers to buy reconditioned electronics for sustainability.

او ترجیح می‌دهد وسایل الکترونیکی دست‌دوم را برای حفظ محیط زیست خریداری کند.

they offer a discount on reconditioned items.

آنها برای اقلام دست‌دوم تخفیف ارائه می‌دهند.

reconditioned tools can help save on construction costs.

ابزارهای دست‌دوم می‌توانند به صرفه‌جویی در هزینه‌های ساخت کمک کنند.

many companies sell reconditioned machinery at lower prices.

شرکت‌های زیادی ماشین‌آلات دست‌دوم را با قیمت پایین‌تر می‌فروشند.

before buying, check the condition of the reconditioned product.

قبل از خرید، وضعیت محصول دست‌دوم را بررسی کنید.

reconditioned furniture can add character to your home.

مبلمان دست‌دوم می‌تواند شخصیت به خانه شما اضافه کند.

he was thrilled to find a reconditioned bicycle at a bargain.

او از یافتن یک دوچرخه دست‌دوم با قیمت مناسب بسیار هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید