reconditioned equipment
تجهیزات بازسازی شده
reconditioned products
محصولات بازسازی شده
reconditioned vehicles
وسایل نقلیه بازسازی شده
reconditioned appliances
وسایل خانگی بازسازی شده
reconditioned tools
ابزارهای بازسازی شده
reconditioned furniture
مبلمان بازسازی شده
reconditioned electronics
وسایل الکترونیکی بازسازی شده
reconditioned machinery
ماشین آلات بازسازی شده
reconditioned computers
کامپیوترهای بازسازی شده
reconditioned instruments
دستگاه های بازسازی شده
she bought a reconditioned laptop to save money.
او یک لپتاپ دستدوم خرید تا در هزینه صرفهجویی کند.
the reconditioned car comes with a warranty.
خودروی دستدوم با گارانتی عرضه میشود.
reconditioned appliances are often just as good as new.
دستگاههای دستدوم اغلب به خوبی نو هستند.
he prefers to buy reconditioned electronics for sustainability.
او ترجیح میدهد وسایل الکترونیکی دستدوم را برای حفظ محیط زیست خریداری کند.
they offer a discount on reconditioned items.
آنها برای اقلام دستدوم تخفیف ارائه میدهند.
reconditioned tools can help save on construction costs.
ابزارهای دستدوم میتوانند به صرفهجویی در هزینههای ساخت کمک کنند.
many companies sell reconditioned machinery at lower prices.
شرکتهای زیادی ماشینآلات دستدوم را با قیمت پایینتر میفروشند.
before buying, check the condition of the reconditioned product.
قبل از خرید، وضعیت محصول دستدوم را بررسی کنید.
reconditioned furniture can add character to your home.
مبلمان دستدوم میتواند شخصیت به خانه شما اضافه کند.
he was thrilled to find a reconditioned bicycle at a bargain.
او از یافتن یک دوچرخه دستدوم با قیمت مناسب بسیار هیجانزده بود.
reconditioned equipment
تجهیزات بازسازی شده
reconditioned products
محصولات بازسازی شده
reconditioned vehicles
وسایل نقلیه بازسازی شده
reconditioned appliances
وسایل خانگی بازسازی شده
reconditioned tools
ابزارهای بازسازی شده
reconditioned furniture
مبلمان بازسازی شده
reconditioned electronics
وسایل الکترونیکی بازسازی شده
reconditioned machinery
ماشین آلات بازسازی شده
reconditioned computers
کامپیوترهای بازسازی شده
reconditioned instruments
دستگاه های بازسازی شده
she bought a reconditioned laptop to save money.
او یک لپتاپ دستدوم خرید تا در هزینه صرفهجویی کند.
the reconditioned car comes with a warranty.
خودروی دستدوم با گارانتی عرضه میشود.
reconditioned appliances are often just as good as new.
دستگاههای دستدوم اغلب به خوبی نو هستند.
he prefers to buy reconditioned electronics for sustainability.
او ترجیح میدهد وسایل الکترونیکی دستدوم را برای حفظ محیط زیست خریداری کند.
they offer a discount on reconditioned items.
آنها برای اقلام دستدوم تخفیف ارائه میدهند.
reconditioned tools can help save on construction costs.
ابزارهای دستدوم میتوانند به صرفهجویی در هزینههای ساخت کمک کنند.
many companies sell reconditioned machinery at lower prices.
شرکتهای زیادی ماشینآلات دستدوم را با قیمت پایینتر میفروشند.
before buying, check the condition of the reconditioned product.
قبل از خرید، وضعیت محصول دستدوم را بررسی کنید.
reconditioned furniture can add character to your home.
مبلمان دستدوم میتواند شخصیت به خانه شما اضافه کند.
he was thrilled to find a reconditioned bicycle at a bargain.
او از یافتن یک دوچرخه دستدوم با قیمت مناسب بسیار هیجانزده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید