deteriorated

[ایالات متحده]/dɪˈtɪəriəreɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈtɪrɪəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدتر شدن؛ کاهش کیفیت یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

deteriorated conditions

شرایط رو به وخامت

deteriorated health

سلامتی رو به وخامت

deteriorated situation

وضعیت رو به وخامت

deteriorated quality

کیفیت رو به وخامت

deteriorated performance

عملکرد رو به وخامت

deteriorated relationship

روابط رو به وخامت

deteriorated environment

محیط زیست رو به وخامت

deteriorated infrastructure

زیرساخت رو به وخامت

deteriorated economy

اقتصاد رو به وخامت

deteriorated standards

استانداردها رو به وخامت

جملات نمونه

his health has deteriorated over the past year.

سلامتی او در طول سال گذشته رو به وخامت رفته است.

the quality of the product has deteriorated significantly.

کیفیت محصول به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

since the storm, the roads have deteriorated badly.

از زمان طوفان، جاده ها به شدت آسیب دیده اند.

the relationship between the two countries has deteriorated.

روابط بین دو کشور رو به وخامت رفته است.

his mental state has deteriorated due to stress.

وضعیت ذهنی او به دلیل استرس رو به وخامت رفته است.

the environment has deteriorated because of pollution.

به دلیل آلودگی، محیط زیست رو به وخامت رفته است.

her performance has deteriorated in recent months.

عملکرد او در ماه های اخیر کاهش یافته است.

the building's condition has deteriorated over time.

وضعیت ساختمان با گذشت زمان رو به وخامت رفته است.

his financial situation has deteriorated since he lost his job.

وضعیت مالی او از زمان از دست دادن شغلش رو به وخامت رفته است.

the situation in the region has deteriorated rapidly.

وضعیت در منطقه به سرعت رو به وخامت رفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید