reconfirming

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈfɜːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈfɜrmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره تأیید کردن؛ محکم‌تر یا مسلم‌تر کردن؛ دوباره تصویب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reconfirming details

تایید مجدد جزئیات

reconfirming schedule

تایید مجدد برنامه

reconfirming attendance

تایید مجدد حضور

reconfirming reservation

تایید مجدد رزرو

reconfirming information

تایید مجدد اطلاعات

reconfirming appointment

تایید مجدد قرار ملاقات

reconfirming plans

تایید مجدد برنامه ها

reconfirming payment

تایید مجدد پرداخت

reconfirming arrangements

تایید مجدد تنظیمات

reconfirming expectations

تایید مجدد انتظارات

جملات نمونه

we are reconfirming the meeting time for tomorrow.

ما زمان جلسه را برای فردا دوباره تأیید می کنیم.

the travel agency is reconfirming our flight details.

آژانس مسافرتی جزئیات پرواز ما را دوباره تأیید می کند.

he is reconfirming the reservation at the restaurant.

او رزرو در رستوران را دوباره تأیید می کند.

they are reconfirming the guest list for the event.

آنها لیست مهمانان را برای رویداد دوباره تأیید می کنند.

she is reconfirming the details of the contract.

او جزئیات قرارداد را دوباره تأیید می کند.

the team is reconfirming the project deadlines.

تیم مهلت های پروژه را دوباره تأیید می کند.

we should be reconfirming our travel plans before departure.

ما باید برنامه های سفر خود را قبل از عزیمت دوباره تأیید کنیم.

he is reconfirming the order with the supplier.

او سفارش را با تأمین کننده دوباره تأیید می کند.

they are reconfirming the schedule for the conference.

آنها برنامه کنفرانس را دوباره تأیید می کنند.

we are reconfirming the payment details for the service.

ما جزئیات پرداخت برای خدمات را دوباره تأیید می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید