recreations

[ایالات متحده]/ˌrɛkriˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌrɛkriˈeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌هایی که برای لذت انجام می‌شوند؛ روش‌هایی برای گذراندن وقت آزاد

عبارات و ترکیب‌ها

outdoor recreations

سرگرمی‌های فضای باز

recreations and hobbies

سرگرمی‌ها و سرگرمی‌ها

recreations for children

سرگرمی‌های کودکان

recreations in nature

سرگرمی‌های طبیعت

recreations at home

سرگرمی‌های خانگی

local recreations

سرگرمی‌های محلی

recreations and sports

سرگرمی‌ها و ورزش‌ها

indoor recreations

سرگرمی‌های داخلین

family recreations

سرگرمی‌های خانوادگی

seasonal recreations

سرگرمی‌های فصلی

جملات نمونه

many people enjoy outdoor recreations during the summer.

بسیاری از مردم از تفریحات فضای باز در طول تابستان لذت می برند.

recreations can be a great way to relieve stress.

تفریحات می توانند راهی عالی برای کاهش استرس باشند.

the park offers various recreations for families.

پارک انواع تفریحات را برای خانواده ها ارائه می دهد.

her favorite recreations include hiking and cycling.

محبوب ترین تفریحات او شامل پیاده روی و دوچرخه سواری است.

recreations like swimming can improve your health.

تفریحات مانند شنا می تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

they organized community recreations every weekend.

آنها هر هفته آخر هفته تفریحات عمومی را سازماندهی کردند.

participating in recreations fosters social connections.

شرکت در تفریحات باعث ایجاد ارتباطات اجتماعی می شود.

recreations are essential for a balanced lifestyle.

تفریحات برای داشتن یک سبک زندگی متعادل ضروری هستند.

children benefit from engaging in various recreations.

کودکان از شرکت در انواع تفریحات بهره مند می شوند.

recreations can vary greatly from person to person.

تفریحات می توانند به طور قابل توجهی از یک شخص به شخص دیگر متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید