recrudescence

[ایالات متحده]/ˌriːkruːˈdɛsəns/
[بریتانیا]/ˌriːkruːˈdɛsəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکرار یک وضعیت نامطلوب؛ بازگشت یک بیماری پس از یک دوره بهبودی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

recrudescence of symptoms

عود علائم

recrudescence of disease

عود بیماری

recrudescence of conflict

عود منازعه

recrudescence of pain

عود درد

recrudescence of issues

عود مشکلات

recrudescence of tension

عود تنش

recrudescence of violence

عود خشونت

recrudescence of interest

عود علاقه

recrudescence of activity

عود فعالیت

جملات نمونه

the recrudescence of the disease alarmed the health officials.

بازگشت مجدد بیماری مقامات بهداشت را آلارم کرد.

after a period of calm, there was a recrudescence of violence in the region.

پس از یک دوره آرامش، خشونت در منطقه دوباره ظهور کرد.

the recrudescence of interest in classical music surprised many.

بازگشت علاقه به موسیقی کلاسیک بسیاری را شگفت زده کرد.

scientists are studying the recrudescence of certain animal populations.

دانشمندان در حال مطالعه بازگشت جمعیت برخی از حیوانات هستند.

there was a recrudescence of the debate over climate change.

بحث در مورد تغییرات آب و هوایی دوباره احیا شد.

the recrudescence of old rivalries can be seen in sports.

بازگشت دوباره دشمنی های قدیمی در ورزش قابل مشاهده است.

many feared the recrudescence of authoritarianism in the government.

بسیاری از مردم از بازگشت اقتدارگرایی در دولت نگران بودند.

the recrudescence of the pandemic led to new restrictions.

بازگشت همه‌گیری منجر به تحمیل محدودیت‌های جدید شد.

experts warned of the potential recrudescence of inflation.

متخصصان نسبت به احتمال بازگشت تورم هشدار دادند.

there was a noticeable recrudescence of cultural interest in the 1980s.

در دهه 1980، علاقه فرهنگی به طور قابل توجهی احیا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید