reignition risk
خطر بازگشت آتش
prevent reignition
جلوگیری از بازگشت آتش
reignition point
نقطه بازگشت آتش
following reignition
پس از بازگشت آتش
reignition efforts
تلاشهای جلوگیری از بازگشت آتش
avoid reignition
از بازگشت آتش جلوگیری کنید
reignition process
فرآیند بازگشت آتش
potential reignition
احتمال بازگشت آتش
reignition occurred
بازگشت آتش رخ داده است
immediate reignition
بازگشت آتش فوری
the company hopes for a reignition of interest in the product line.
شرکت امیدوار است علاقه به خط تولید محصولات دوباره زنده شود.
there was a reignition of the debate over climate change policy.
بحث در مورد سیاستهای تغییرات آب و هوایی دوباره شعلهور شد.
the reignition of the economy is crucial for job growth.
بازگشت رونق اقتصادی برای رشد اشتغال بسیار مهم است.
we saw a reignition of tensions between the two countries.
ما شاهد شعلهور شدن دوباره تنشها بین دو کشور بودیم.
the reignition of his passion for music surprised everyone.
بازگشت اشتیاق او به موسیقی همه را شگفتزده کرد.
the project's reignition after a long delay was a relief.
بازگشت مجدد پروژه پس از تاخیر طولانی، یک تسلی بود.
a reignition of the investigation is underway following new evidence.
بازگشت مجدد تحقیقات پس از کشف شواهد جدید در حال انجام است.
the reignition of the fire caused significant damage to the building.
شعلهور شدن دوباره آتش، آسیب جدی به ساختمان وارد کرد.
the reignition of the peace talks offered a glimmer of hope.
بازگشت مجدد مذاکرات صلح، بارقهای از امید را ارائه داد.
despite setbacks, the reignition of the campaign proved successful.
با وجود مشکلات، بازگشت مجدد کمپین موفقیتآمیز بود.
the reignition of public enthusiasm was vital for the event's success.
بازگشت مجدد شور و شوق عمومی برای موفقیت رویداد حیاتی بود.
reignition risk
خطر بازگشت آتش
prevent reignition
جلوگیری از بازگشت آتش
reignition point
نقطه بازگشت آتش
following reignition
پس از بازگشت آتش
reignition efforts
تلاشهای جلوگیری از بازگشت آتش
avoid reignition
از بازگشت آتش جلوگیری کنید
reignition process
فرآیند بازگشت آتش
potential reignition
احتمال بازگشت آتش
reignition occurred
بازگشت آتش رخ داده است
immediate reignition
بازگشت آتش فوری
the company hopes for a reignition of interest in the product line.
شرکت امیدوار است علاقه به خط تولید محصولات دوباره زنده شود.
there was a reignition of the debate over climate change policy.
بحث در مورد سیاستهای تغییرات آب و هوایی دوباره شعلهور شد.
the reignition of the economy is crucial for job growth.
بازگشت رونق اقتصادی برای رشد اشتغال بسیار مهم است.
we saw a reignition of tensions between the two countries.
ما شاهد شعلهور شدن دوباره تنشها بین دو کشور بودیم.
the reignition of his passion for music surprised everyone.
بازگشت اشتیاق او به موسیقی همه را شگفتزده کرد.
the project's reignition after a long delay was a relief.
بازگشت مجدد پروژه پس از تاخیر طولانی، یک تسلی بود.
a reignition of the investigation is underway following new evidence.
بازگشت مجدد تحقیقات پس از کشف شواهد جدید در حال انجام است.
the reignition of the fire caused significant damage to the building.
شعلهور شدن دوباره آتش، آسیب جدی به ساختمان وارد کرد.
the reignition of the peace talks offered a glimmer of hope.
بازگشت مجدد مذاکرات صلح، بارقهای از امید را ارائه داد.
despite setbacks, the reignition of the campaign proved successful.
با وجود مشکلات، بازگشت مجدد کمپین موفقیتآمیز بود.
the reignition of public enthusiasm was vital for the event's success.
بازگشت مجدد شور و شوق عمومی برای موفقیت رویداد حیاتی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید