reeducation

[ایالات متحده]/ˌriːˈɛdʒʊkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌriːˈɛdʒʊˌkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند آموزش دوباره یا به طور متفاوت کسی

عبارات و ترکیب‌ها

reeducation program

برنامه بازآموزی

reeducation camp

اردوی بازآموزی

reeducation efforts

تلاش‌های بازآموزی

reeducation initiative

سرمایه‌گذاری بازآموزی

reeducation process

فرآیند بازآموزی

reeducation strategy

استراتژی بازآموزی

reeducation methods

روش‌های بازآموزی

reeducation measures

اقدامات بازآموزی

reeducation goals

اهداف بازآموزی

reeducation techniques

تکنیک‌های بازآموزی

جملات نمونه

reeducation programs can help individuals reintegrate into society.

برنامه‌های بازآموزی می‌توانند به افراد در بازگشت به جامعه کمک کنند.

many countries have adopted reeducation policies for offenders.

بسیاری از کشورها سیاست‌های بازآموزی را برای مجرمان اتخاذ کرده‌اند.

reeducation through labor has been a controversial topic.

بازآموزی از طریق کار موضوعی بحث‌برانگیز بوده است.

she believes in the power of reeducation to change lives.

او به قدرت بازآموزی برای تغییر زندگی‌ها اعتقاد دارد.

reeducation is often necessary for those who have lost their way.

بازآموزی اغلب برای کسانی که مسیر خود را گم کرده‌اند ضروری است.

community support is vital for successful reeducation efforts.

حمایت جامعه برای تلاش‌های موفقیت‌آمیز بازآموزی حیاتی است.

reeducation initiatives can reduce recidivism rates significantly.

ابتکارات بازآموزی می‌توانند به طور قابل توجهی نرخ بازگشت به جرم را کاهش دهند.

educational institutions play a key role in reeducation.

مؤسسات آموزشی نقش کلیدی در بازآموزی ایفا می‌کنند.

reeducation often involves counseling and skill development.

بازآموزی اغلب شامل مشاوره و توسعه مهارت‌ها می‌شود.

the goal of reeducation is to foster personal growth.

هدف از بازآموزی پرورش رشد شخصی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید