reek

[ایالات متحده]/riːk/
[بریتانیا]/riːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دود تولید کردن; آزاد کردن
n. بوی بد; بخار آب
vt. ضدعفونی کردن; آزاد کردن
Word Forms
زمان گذشتهreeked
شکل سوم شخص مفردreeks
قسمت سوم فعلreeked
جمعreeks
صفت یا فعل حال استمراریreeking

جملات نمونه

The garbage can reeks of rotten food.

سطل زباله بوی غذای فاسد می‌دهد.

The sewer reeks of sewage.

فاضلاب بوی زباله و پس‌مانده‌ها می‌دهد.

His breath reeks of garlic.

نفس او بوی سیر می‌دهد.

The old refrigerator reeks of mold.

یخچال قدیمی بوی کپک می‌دهد.

The locker room reeks of sweat.

رخت‌کن بوی عرق می‌دهد.

The abandoned house reeks of decay.

خانه متروکه بوی پوسیدگی می‌دهد.

The wet dog reeks of wet fur.

سگ خیس بوی پوست خیس می‌دهد.

The dirty laundry reeks of mildew.

لباس‌های کثیف بوی کپک می‌دهند.

The compost pile reeks of decomposition.

توده کمپوست بوی تجزیه می‌دهد.

The chemical spill reeks of toxic fumes.

نشت مواد شیمیایی بوی دودهای سمی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید