reenergize yourself
خود را تجدید انرژی کن
reenergize the team
تیم را تجدید انرژی کن
reenergize mind
ذهن را تجدید انرژی کن
reenergize project
پروژه را تجدید انرژی کن
reenergized quickly
سریع تجدید انرژی شد
reenergize body
بدن را تجدید انرژی کن
reenergize system
سیستم را تجدید انرژی کن
reenergize now
اکنون تجدید انرژی کن
i need to reenergize after a long day at work.
بعد از یک روز طولانی کار، نیاز دارم تا انرژی خود را بازگردانم.
a weekend getaway can really reenergize you.
یک ترکیب روزی یکشنبه میتواند شما را واقعاً انرژی دهد.
the new coffee blend helped reenergize the team.
کاپچیو نو باعث انرژیبخشی به تیم شد.
regular exercise can reenergize your body and mind.
ورزش منظم میتواند بدن و ذهن شما را انرژیبخشی کند.
listen to music to reenergize yourself during the commute.
در حین رانندگی، به موسیقی گوش دهید تا خودتان را انرژیبخشی کنید.
a healthy breakfast can reenergize you for the morning.
یک صبحخورشید سالم میتواند شما را برای صبح انرژیبخشی کند.
take a short break to reenergize and refocus.
برای بازگرداندن انرژی و متمرکز شدن، یک استراحت کوتاه بگیرید.
the spa treatment helped reenergize my skin.
درمان سالن چربی به پوست من انرژی داد.
a good night's sleep will reenergize you for tomorrow.
خواب خوبی شب، شما را برای فردا انرژیبخشی خواهد کرد.
the vibrant atmosphere reenergized the entire festival.
اتمосفر پر انرژی تمام جشن را انرژیبخشی کرد.
spending time in nature can reenergize your spirit.
گذراندن زمان در طبیعت میتواند روح شما را انرژیبخشی کند.
reenergize yourself
خود را تجدید انرژی کن
reenergize the team
تیم را تجدید انرژی کن
reenergize mind
ذهن را تجدید انرژی کن
reenergize project
پروژه را تجدید انرژی کن
reenergized quickly
سریع تجدید انرژی شد
reenergize body
بدن را تجدید انرژی کن
reenergize system
سیستم را تجدید انرژی کن
reenergize now
اکنون تجدید انرژی کن
i need to reenergize after a long day at work.
بعد از یک روز طولانی کار، نیاز دارم تا انرژی خود را بازگردانم.
a weekend getaway can really reenergize you.
یک ترکیب روزی یکشنبه میتواند شما را واقعاً انرژی دهد.
the new coffee blend helped reenergize the team.
کاپچیو نو باعث انرژیبخشی به تیم شد.
regular exercise can reenergize your body and mind.
ورزش منظم میتواند بدن و ذهن شما را انرژیبخشی کند.
listen to music to reenergize yourself during the commute.
در حین رانندگی، به موسیقی گوش دهید تا خودتان را انرژیبخشی کنید.
a healthy breakfast can reenergize you for the morning.
یک صبحخورشید سالم میتواند شما را برای صبح انرژیبخشی کند.
take a short break to reenergize and refocus.
برای بازگرداندن انرژی و متمرکز شدن، یک استراحت کوتاه بگیرید.
the spa treatment helped reenergize my skin.
درمان سالن چربی به پوست من انرژی داد.
a good night's sleep will reenergize you for tomorrow.
خواب خوبی شب، شما را برای فردا انرژیبخشی خواهد کرد.
the vibrant atmosphere reenergized the entire festival.
اتمосفر پر انرژی تمام جشن را انرژیبخشی کرد.
spending time in nature can reenergize your spirit.
گذراندن زمان در طبیعت میتواند روح شما را انرژیبخشی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید