reenergize

[ایالات متحده]/[riːˈenədʒaɪz]/
[بریتانیا]/[riːˈenərˌdʒaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی انرژی یا زنگت جدید دادن؛ به حالتی از انرژی یا زنگت بازگرداندن؛ تازگی بخشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

reenergize yourself

خود را تجدید انرژی کن

reenergize the team

تیم را تجدید انرژی کن

reenergize mind

ذهن را تجدید انرژی کن

reenergize project

پروژه را تجدید انرژی کن

reenergized quickly

سریع تجدید انرژی شد

reenergize body

بدن را تجدید انرژی کن

reenergize system

سیستم را تجدید انرژی کن

reenergize now

اکنون تجدید انرژی کن

جملات نمونه

i need to reenergize after a long day at work.

بعد از یک روز طولانی کار، نیاز دارم تا انرژی خود را بازگردانم.

a weekend getaway can really reenergize you.

یک ترکیب روزی یکشنبه می‌تواند شما را واقعاً انرژی دهد.

the new coffee blend helped reenergize the team.

کاپچیو نو باعث انرژی‌بخشی به تیم شد.

regular exercise can reenergize your body and mind.

ورزش منظم می‌تواند بدن و ذهن شما را انرژی‌بخشی کند.

listen to music to reenergize yourself during the commute.

در حین رانندگی، به موسیقی گوش دهید تا خودتان را انرژی‌بخشی کنید.

a healthy breakfast can reenergize you for the morning.

یک صبح‌خورشید سالم می‌تواند شما را برای صبح انرژی‌بخشی کند.

take a short break to reenergize and refocus.

برای بازگرداندن انرژی و متمرکز شدن، یک استراحت کوتاه بگیرید.

the spa treatment helped reenergize my skin.

درمان سالن چربی به پوست من انرژی داد.

a good night's sleep will reenergize you for tomorrow.

خواب خوبی شب، شما را برای فردا انرژی‌بخشی خواهد کرد.

the vibrant atmosphere reenergized the entire festival.

اتمосفر پر انرژی تمام جشن را انرژی‌بخشی کرد.

spending time in nature can reenergize your spirit.

گذراندن زمان در طبیعت می‌تواند روح شما را انرژی‌بخشی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید