reentombment

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈtuːbmənt/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈtuːbmənt/

ترجمه

n. عمل یا فرایند دفن دوباره؛ حالت قرار گرفتن دوباره در قبر.

عبارات و ترکیب‌ها

the reentombment

تغییر دفن مجدد

reentombment ceremony

گرامیداشت تغییر دفن مجدد

reentombment ritual

ریتم تغییر دفن مجدد

during reentombment

در حین تغییر دفن مجدد

reentombment site

مکان تغییر دفن مجدد

mass reentombment

تغییر دفن جمعی

ancient reentombment

تغییر دفن باستانی

reentombment process

فرآیند تغییر دفن مجدد

forced reentombment

تغییر دفن مجبوری

جملات نمونه

the archaeologists conducted a respectful reentombment of the ancient remains.

مرتباً بازپر کردن باقی مانده‌های باستانی توسط باستان‌شناسان انجام شد.

forced reentombment of the ancestors sparked outrage among the local community.

بازپر کردن مجدد اجداد به صورت مجبوری باعث ناراحتی جامعه محلی شد.

the temple performed a ceremonial reentombment of the royal bones.

معبد یک بازپر کردن مجدد سیمایی از استخوان‌های ملکی انجام داد.

mass reentombments were carried out after the construction project uncovered graves.

پس از آشکار شدن قبور توسط پروژه ساخت و ساز، بازپر کردن‌های جمعی انجام شد.

historical reentombment ceremonies preserve cultural traditions in this region.

گرامی‌گویی‌های بازپر کردن مجدد تاریخی، سنت‌های فرهنگی در این منطقه را حفظ می‌کنند.

the archaeological team oversaw the careful reentombment of medieval skeletons.

تیم باستان‌شناسی نظارت بر بازپر کردن مجدد دقت‌آمیز استخوان‌های میانه‌ای را داشت.

religious leaders insisted on traditional reentombment practices for the burial site.

رهبران دینی بر اینکه برای مکان دفن، روش‌های سنتی بازپر کردن مجدد را اعمال کنند، تأکید کردند.

a solemn reentombment marked the closure of the forgotten cemetery.

یک بازپر کردن مجدد جدی، بسته شدن گورستان فراموش شده را نشان داد.

the government ordered the immediate reentombment of the disturbed graves.

دولت دستور بازپر کردن مجدد فوری قبوری که مختل شده بودند را صادر کرد.

cultural heritage experts documented the ritual reentombment process.

متخصصان میراث فرهنگی فرایند بازپر کردن مجدد رسمی را ثبت کردند.

family members requested a private reentombment for their ancestors.

اعضای خانواده درخواست بازپر کردن مجدد خصوصی برای اجداد خود را دادند.

the ancient tomb underwent a second reentombment after being looted.

تپه باستانی پس از سرکوب شدن، دوباره بازپر کردن مجدد را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید