el refugio
سرپناه
refugio county
شهرستان رفوجیو
los refugios
سرپناه ها
refugio beach
ساحل رفوجیو
el refugio ranch
مزرعه رفوجیو
refugio peak
قله رفوجیو
refugio creek
دره رفوجیو
el viejo refugio
سرپناه قدیمی
refugio state beach
ساحل ایالتی رفوجیو
mi refugio
سرپناه من
the mountain refugio offered warmth and shelter to exhausted hikers.
ریفیویو کوه به گردشگران خسته گرمی و پناهگاهی را ارائه میداد.
many families found refugio in the church during the violent storm.
خانوادههای زیادی در طی بارش شدید به ریفیویو کلیسا پناه بردند.
the animal refugio needs volunteers to help care for abandoned pets.
ریفیویو حیوانات نیاز به داوطلبان دارد تا به مراقبت از حیوانات ترکیده کمک کنند.
she became a refugio for traumatized refugees fleeing war.
او به یک پناهگاه برای مهاجران آسیب دیده فراری از جنگ تبدیل شد.
the coastal refugio provides essential shelter during hurricane season.
ریفیویو ساحلی در فصل بارانهای تورنادو پناهگاه ضروری ارائه میدهد.
they established a temporary refugio for earthquake survivors.
آنها یک ریفیویو موقت برای زلزلهزدگان ایجاد کردند.
the government operates emergency refugios throughout the disaster zone.
دولت در تمام مناطق بحرانی ریفیویوهای اضطراری را به کار میبرد.
the old warehouse became a warm refugio for homeless people during winter.
انبار قدیمی در زمستان به یک ریفیویو گرم برای افراد بیخانمان تبدیل شد.
migratory birds find safe refugio in the coastal wetland sanctuary.
پرندگان مهاجر در پناهگاه امن ساحلی زیستگاه مرطوب پیدا میکنند.
the ancient oak tree served as a natural refugio for children playing in the park.
درخت گردو قدیمی به عنوان یک پناهگاه طبیعی برای کودکانی که در پارک بازی میکردند خدمت میکرد.
she sought emotional refugio in her grandmother's countryside home after the trauma.
او پس از تکانهای روانی، به خانه دوستدارش در روستا به عنوان پناهگاه عاطفی پناه برد.
the climbers reached the refugio just before sunset to rest before the summit attempt.
کوهنوردان دقیقاً قبل از غروب خورشید به ریفیویو رسیدند تا قبل از تلاش برای قله استراحت کنند.
the dense forest provided the perfect refugio for the resistance group hiding from soldiers.
جنگل چگال به گروه مقاومت که از نیروهای نظامی پنهان میشدند، پناهگاه کاملی ارائه میداد.
during the dictatorship, the tunnels served as a secreto refugio for persecuted people.
در دوران دیکتاتوری، تونلها به عنوان یک پناهگاه مخفی برای افراد دستگیرشده خدمت میکردند.
the city built special refugios to protect vulnerable youth living on the streets.
شهر ریفیویوهای ویژهای ساخت تا جوانان آسیبپذیری که روی خیابان زندگی میکردند را حفظ کند.
tourists ran for refugio under the church arches when the sudden rain began.
گردشگران زمانی که باران ناگهانی شروع شد، زیر کمانهای کلیسا به پناهگاه بیاختیار شدند.
her art studio has always been her personal refugio from the stresses of daily life.
استودیو هنری او همیشه پناهگاه شخصی او از استرسهای زندگی روزمره بوده است.
the refugio provides meals, medical care, and psychological support to those in need.
ریفیویو غذا، مراقبت پزشکی و حمایت روانی را به افراد نیازمند ارائه میدهد.
aid organizations are working to build more refugios for the increasing number of displaced families.
سازمانهای کمکرسان در حال کار برای ساختن بیشتر ریفیویوهایی برای تعداد رو به افزایش خانوادههای جابهجایی شده هستند.
el refugio
سرپناه
refugio county
شهرستان رفوجیو
los refugios
سرپناه ها
refugio beach
ساحل رفوجیو
el refugio ranch
مزرعه رفوجیو
refugio peak
قله رفوجیو
refugio creek
دره رفوجیو
el viejo refugio
سرپناه قدیمی
refugio state beach
ساحل ایالتی رفوجیو
mi refugio
سرپناه من
the mountain refugio offered warmth and shelter to exhausted hikers.
ریفیویو کوه به گردشگران خسته گرمی و پناهگاهی را ارائه میداد.
many families found refugio in the church during the violent storm.
خانوادههای زیادی در طی بارش شدید به ریفیویو کلیسا پناه بردند.
the animal refugio needs volunteers to help care for abandoned pets.
ریفیویو حیوانات نیاز به داوطلبان دارد تا به مراقبت از حیوانات ترکیده کمک کنند.
she became a refugio for traumatized refugees fleeing war.
او به یک پناهگاه برای مهاجران آسیب دیده فراری از جنگ تبدیل شد.
the coastal refugio provides essential shelter during hurricane season.
ریفیویو ساحلی در فصل بارانهای تورنادو پناهگاه ضروری ارائه میدهد.
they established a temporary refugio for earthquake survivors.
آنها یک ریفیویو موقت برای زلزلهزدگان ایجاد کردند.
the government operates emergency refugios throughout the disaster zone.
دولت در تمام مناطق بحرانی ریفیویوهای اضطراری را به کار میبرد.
the old warehouse became a warm refugio for homeless people during winter.
انبار قدیمی در زمستان به یک ریفیویو گرم برای افراد بیخانمان تبدیل شد.
migratory birds find safe refugio in the coastal wetland sanctuary.
پرندگان مهاجر در پناهگاه امن ساحلی زیستگاه مرطوب پیدا میکنند.
the ancient oak tree served as a natural refugio for children playing in the park.
درخت گردو قدیمی به عنوان یک پناهگاه طبیعی برای کودکانی که در پارک بازی میکردند خدمت میکرد.
she sought emotional refugio in her grandmother's countryside home after the trauma.
او پس از تکانهای روانی، به خانه دوستدارش در روستا به عنوان پناهگاه عاطفی پناه برد.
the climbers reached the refugio just before sunset to rest before the summit attempt.
کوهنوردان دقیقاً قبل از غروب خورشید به ریفیویو رسیدند تا قبل از تلاش برای قله استراحت کنند.
the dense forest provided the perfect refugio for the resistance group hiding from soldiers.
جنگل چگال به گروه مقاومت که از نیروهای نظامی پنهان میشدند، پناهگاه کاملی ارائه میداد.
during the dictatorship, the tunnels served as a secreto refugio for persecuted people.
در دوران دیکتاتوری، تونلها به عنوان یک پناهگاه مخفی برای افراد دستگیرشده خدمت میکردند.
the city built special refugios to protect vulnerable youth living on the streets.
شهر ریفیویوهای ویژهای ساخت تا جوانان آسیبپذیری که روی خیابان زندگی میکردند را حفظ کند.
tourists ran for refugio under the church arches when the sudden rain began.
گردشگران زمانی که باران ناگهانی شروع شد، زیر کمانهای کلیسا به پناهگاه بیاختیار شدند.
her art studio has always been her personal refugio from the stresses of daily life.
استودیو هنری او همیشه پناهگاه شخصی او از استرسهای زندگی روزمره بوده است.
the refugio provides meals, medical care, and psychological support to those in need.
ریفیویو غذا، مراقبت پزشکی و حمایت روانی را به افراد نیازمند ارائه میدهد.
aid organizations are working to build more refugios for the increasing number of displaced families.
سازمانهای کمکرسان در حال کار برای ساختن بیشتر ریفیویوهایی برای تعداد رو به افزایش خانوادههای جابهجایی شده هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید