regrouping efforts
تلاشهای بازسازی
regrouping team
گروه بازسازی
regrouping strategy
استراتژی بازسازی
regrouping phase
فاز بازسازی
regrouping process
فرآیند بازسازی
regrouping session
جلسه بازسازی
regrouping plan
برنامه بازسازی
regrouping exercise
تمرین بازسازی
regrouping tactics
تاکتیکهای بازسازی
regrouping meeting
جلسه بازسازی
the team is regrouping after the recent setbacks.
تیم در حال بازسازی مجدد پس از شکستهای اخیر است.
regrouping our resources will help us achieve our goals.
بازسازی مجدد منابع به ما کمک میکند تا به اهداف خود برسیم.
after the storm, the community began the process of regrouping.
پس از طوفان، جامعه روند بازسازی مجدد را آغاز کرد.
the soldiers are regrouping to plan their next move.
سربازان در حال بازسازی مجدد هستند تا برنامه بعدی خود را برنامهریزی کنند.
we need to focus on regrouping our efforts for better results.
ما باید بر بازسازی مجدد تلاشهای خود برای نتایج بهتر تمرکز کنیم.
regrouping can lead to new strategies and ideas.
بازسازی مجدد میتواند منجر به استراتژیها و ایدههای جدید شود.
the project team is regrouping to address the challenges ahead.
تیم پروژه در حال بازسازی مجدد است تا چالشهای پیش رو را برطرف کند.
regrouping after a loss is essential for future success.
بازسازی مجدد پس از یک شکست برای موفقیت آینده ضروری است.
they decided to regroup and rethink their approach.
آنها تصمیم گرفتند بازسازی مجدد کنند و رویکرد خود را دوباره بررسی کنند.
the company is regrouping to improve its market position.
شرکت در حال بازسازی مجدد است تا موقعیت خود در بازار را بهبود بخشد.
regrouping efforts
تلاشهای بازسازی
regrouping team
گروه بازسازی
regrouping strategy
استراتژی بازسازی
regrouping phase
فاز بازسازی
regrouping process
فرآیند بازسازی
regrouping session
جلسه بازسازی
regrouping plan
برنامه بازسازی
regrouping exercise
تمرین بازسازی
regrouping tactics
تاکتیکهای بازسازی
regrouping meeting
جلسه بازسازی
the team is regrouping after the recent setbacks.
تیم در حال بازسازی مجدد پس از شکستهای اخیر است.
regrouping our resources will help us achieve our goals.
بازسازی مجدد منابع به ما کمک میکند تا به اهداف خود برسیم.
after the storm, the community began the process of regrouping.
پس از طوفان، جامعه روند بازسازی مجدد را آغاز کرد.
the soldiers are regrouping to plan their next move.
سربازان در حال بازسازی مجدد هستند تا برنامه بعدی خود را برنامهریزی کنند.
we need to focus on regrouping our efforts for better results.
ما باید بر بازسازی مجدد تلاشهای خود برای نتایج بهتر تمرکز کنیم.
regrouping can lead to new strategies and ideas.
بازسازی مجدد میتواند منجر به استراتژیها و ایدههای جدید شود.
the project team is regrouping to address the challenges ahead.
تیم پروژه در حال بازسازی مجدد است تا چالشهای پیش رو را برطرف کند.
regrouping after a loss is essential for future success.
بازسازی مجدد پس از یک شکست برای موفقیت آینده ضروری است.
they decided to regroup and rethink their approach.
آنها تصمیم گرفتند بازسازی مجدد کنند و رویکرد خود را دوباره بررسی کنند.
the company is regrouping to improve its market position.
شرکت در حال بازسازی مجدد است تا موقعیت خود در بازار را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید