rehearsed

[ایالات متحده]/rɪˈhɜːst/
[بریتانیا]/rɪˈhɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته rehearse

عبارات و ترکیب‌ها

rehearsed speech

گفتار تمرین‌شده

rehearsed lines

خطوط تمرین‌شده

rehearsed performance

اجای تمرین‌شده

rehearsed response

پاسخ تمرین‌شده

rehearsed act

عمل تمرین‌شده

rehearsed scene

صحنه تمرین‌شده

rehearsed dialogue

گفتگوی تمرین‌شده

rehearsed material

مواد تمرین‌شده

rehearsed routine

برنامه تمرین‌شده

rehearsed presentation

ارائه تمرین‌شده

جملات نمونه

they rehearsed their lines for the play.

آنها خطوط خود را برای نمایش تمرین کردند.

she rehearsed the dance routine every day.

او هر روز روتین رقص را تمرین کرد.

the band rehearsed for hours before the concert.

گروه ساعت‌ها قبل از کنسرت تمرین کرد.

we need to rehearse our presentation before the meeting.

ما باید ارائه خود را قبل از جلسه تمرین کنیم.

he rehearsed his speech multiple times.

او چندین بار سخنرانی خود را تمرین کرد.

they had rehearsed the scene until it was perfect.

آنها صحنه را تا زمانی که کامل شد تمرین کردند.

she felt confident after she rehearsed with her team.

او بعد از تمرین با تیمش احساس اعتماد به نفس کرد.

the actors rehearsed every weekend for the upcoming show.

بازیگران آخر هفته برای نمایش آینده تمرین کردند.

he rehearsed the song to prepare for the audition.

او آهنگ را برای آمادگی برای تست آواز تمرین کرد.

they rehearsed the emergency procedures thoroughly.

آنها رویه های اضطراری را به طور کامل تمرین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید